گام دهم – آنالیز و تحلیل کسب و کار [آزمون آنالیز اقتصادی شغل شما]

اگر تمام گام‌ها را با ما همراه بودید و انجام داده‌اید، اکنون به نقطه‌ تحلیل کسب و کار رسیده‌اید که می‌توانید ساختار ریشه و پایه‌های شغل تان را آغاز نمایید. چه بخواهید و چه نخواهید شما باید خود و عملکردهایتان را بدون قضاوت و احساس آنالیز نمایید وگرنه رشد و پیشرفت مفهوم خود را از دست خواهد داد. پس در آخرین بخش گام یک کسب و کار همراه ما باشید.

 

 

قسمت اول – تعریف آنالیز کسب و کار

آنالیز ریشه‌ها و پایه‌های یک کسب و کار، یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر تجارتی محسوب می‌شود. اگر از ابتدای گام‌ها با ما همراه بوده‌اید، می‌دانید که پایه و اساس و اصل هر چیزی بر نیت و عشق درونی شما استوار است. از امورات درونی، شخصی و خانوادگی تا امورات بیرون و تجاری و اقتصادی. آنالیز و تحلیل از ریشه‌ها و پایه‌ها انجام می‌شود زیرا تمام امورات شما دارای ریشه، پایه و تفکری است و بر مبنایی سوار شده است.

 

ما همان مبنا و خشت اول را تحلیل می‌کنیم و بر اساس آن آنالیز انجام می‌دهیم تا مشکلات دیوار تجارتتان‌ که تا به ثریا کج رفته، را بیابیم و برای آن درمان و راه‌حلی ارائه دهیم که اگر آن‌ها را با گوش جان بشنوید و انجام دهید، این دیوار به‌جای فرو ریختن استوار می‌شود. سایت طرح نور، بر پایه آنالیز تمام آنچه در ذهنتان است و در قلبتان جاری است و تمام کارهایی که برای اقتصاد و تجارت خودتان انجام داده‌اید، بنا شده است. منظور از آنالیز، یافتن عیب‌ها، نقص‌ها، ترس‌ها، مانع‌ها و بهانه‌هایی است که در وجودتان ریشه زده و شما را از انجام یک تجارت بر مبنای درست دور کرده است.

 

آیا در آنالیز فقط به پیدا کردن عیوب می‌پردازیم؟ قطعاً فقط یافتن نیست، آنالیز در لفظ امروزی یعنی آمار گرفتن و تحلیل کردن. اما علاوه بر تحلیل آمارها به کشف خطاها و نقص‌ها، هم می‌پردازیم و برای هرکدام راه‌حلی و چاره‌ای ارائه می‌دهیم. چون با تحقیقاتی که در طی سال‌ها در مورد تجارت‌ها و کسب و کارها انجام داده‌ایم، این تخصص را در خودمان یافتیم که به‌جای دادن راهکارهای موقت و اثربخش در بازه‌ای کوتاه، ریشه‌ها را پیدا و درمان کنیم.

 

حتماً پیش از این هم تجربه داشته‌اید که تبلیغات یا مشاوره‌ای یا تکنیکی را انجام داده‌اید و نتیجه هم حاصل شده ولی در درازمدت این نتیجه پایدار نبوده است و دوباره به عقب بازگشتید و دوباره این پروسه تعریف شده است و هزینه کردید و دوباره از اول. این همان سیکل و لوپ معیوب تجارت‌هاست که گمان می‌کنند، فلان تکنیک و شیوه بازاریابی مؤثر و کارآمد است و از آن استفاده می‌کنند و دوباره و دوباره و نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

 

اگر کارآمد بود که نیازی به تکرار نداشت، البته منظور از انجام کارهای مستمر تا رسیدن به نتایج نیست. منظور آن دسته از کارهایی است که مدام برای آن‌ها هزینه می‌کنید و به نتیجه هم نمی‌رسید ولی بازهم هزینه می‌کنید تا شاید این بار جوابی حاصل شود. مثلاً چاپ تراکت و چسباندن آن بر روی درب خانه مردم و یا انداختن آن به درون خانه‌ها. واقعاً چقدر اثربخش است که هنوز هم ادامه دارد و هزاران درخت برای تولید کاغذ آن آسیب می‌بینند و طبیعت و محیط شهر را آلوده می‌کنند.

 

آنالیز یعنی بررسی عملکرد شما که تاکنون چه بوده و بعد از این چه خواهد بود! شما حتی می‌توانید تصمیمات آینده خود را آنالیز و تحلیل کنید. حتی پیش از انجام آن‌ که بفهمید آیا تصمیم درستی گرفته‌اید یا نه و برای رشد خود اقداماتی مهم انجام دهید.

 

تحلیل کسب و کار


قسمت دوم – فاکتورهای تحلیلی در کسب و کار

فاکتورهای مهمی که در مورد تجارت هر کسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، شامل دو سری از فاکتورهاست:
– فاکتورهای کلی
– فاکتورهای شخصی

در مورد فاکتورهای کلی به سابقه تجارت شما می‌پردازیم. نحوه کسب درآمد، نحوه اداره کردن و مدیریت شما در کسب و کارتان، چگونگی استخدام کارمندان، مدیریت شما برای اداره کارمندان و کارهایی که تاکنون در تجارت خود انجام داده‌اید، تصمیماتی که تاکنون گرفتید، رشدهایی که در کسب و کار داشته‌اید، یا ورشکستگی و ضرری که داشته‌اید و علت آن و مواردی از این دست، می‌باشد.

در فاکتورهای شخصی به خود شما می‌پردازیم، از کجا شروع کردید؟ چگونه تصمیم گرفتید؟ چگونگی کسب تخصص، تجارب و آگاهی‌ها، چگونگی انتخاب شغل، سابقه تحصیلی، شخصیت شناسی و نحوه گرفتن تصمیم، مدیریت زمان شما و غیره. همه این‌ها در تحلیل و آنالیز کسب و کار شما مهم هستند، در حقیقت تاریخچه‌ای از کارهایی است که تاکنون کرده‌اید و همچنین تصمیماتی که در گذشته گرفته‌اید و لیست تصمیماتی که برای آینده دارید.

 

تحلیل کسب و کار


قسمت سوم – اهمیت آنالیز کسب و کار

قرار بود وقتی در شغلتان به ثباتی رسیدید و توانستید برای مدت چند ماه درآمد و سود خود را ثابت نگه‌دارید، به فکر ارتقای کسب و کار خود باشید و به دنبال راه‌های رشد باشید. حال چگونه می‌توانم رشد را برای خودم در نظر بگیرم؟ یک روش از راه‌های رشد، همین تحلیل و آنالیز کسب و کار خود است. اینکه آنالیزی بر تجارت شما صورت می‌گیرد تا بدانید تا به حال چه کارهای خوبی انجام داده‌اید و یا چه کارهای خوبی انجام نداده‌اید، چه اشتباهاتی کردید که باید از آن اجتناب کنید که بسیار عالی است.

 

همچنین در تحلیل‌ها، برنامه‌های پیش رو به تجار و صاحبان کسب و کار ارائه می‌شود، بسیار برنامه‌های منسجم و به‌روزی است که اگر آن‌ها را به همان ترتیبی که گفته می‌شود، انجام دهند قطعاً جوابی شایسته و پرسود خواهند گرفت. آنالیز در این سایت بر پایه تجربه و علوم روز دنیا است و هر دو را ترکیب کرده‌ایم تا به نتایجی فوق‌العاده برسیم و همچنین مخاطبان ما نیز برسند. در هر مرحله از کسب و کارتان‌ که باشید قطعاً آمارها و نتایج به شما کمک می‌کنند تا گام بعدی را حساب‌شده‌تر و بر پایه دانش تخصصی و نه حدس و گمان بردارید.

 

همین حدس و گمان‌ها و ریسک‌های بزرگ انجام دادن در تجارت باعث خیلی از ورشکستگی‌ها و بدهکاری‌ها خواهد شد که حتماً کسانی که تجربه این‌چنینی دارند، می‌توانند تجربیات شان را با شما به اشتراک بگذارند. حلقه گم‌شده بین طراحان سایت و تجارت‌ها، همین مورد آنالیز کردن ریشه‌ها است. اینکه پیش از هرگونه اقدامی تحلیلی درست و کامل از تصمیم تان داشته باشید، به شما کمک می‌کند که در همان ابتدای راه، خودتان را اصلاح کنید. به صرف راه‌اندازی یک سایت یا یک صفحه تبلیغاتی، کار شما رونق نخواهد گرفت و سودی نخواهد کرد.

 

اگر من فقط طراح سایت باشم برایم سوددهی شما در انتهای طراحی سایت مهم نیست، چون وظیفه طراحی بر اساس سلیقه شما را داشته‌ام. اما در سایت طرح نور، تجارت و کسب و کار شما بر پایه اینترنت برای ما مهم است. برای همین در تمام مراحل، این آنالیز و تحلیل را خواهیم داشت تا بهترین‌ها را به شما عرضه کنیم. چه قبل و چه بعد و چه در بین انجام کارتان، این تحلیل‌ها و آمارها به تصمیم‌گیری بهتر شما کمک شایانی خواهد کرد و همچنین باعث می‌شود پایه‌های تجارت خودتان را اصلاح کنید و آن‌ها را در مسیری درست قرار دهید.

 

تحلیل کسب و کار


قسمت چهارم – چگونگی انجام یک آنالیز کسب و کار

یکی از روش‌های تحلیل و بخش‌های مهم آن، تحقیقات است. تحقیقاتی که در مورد شغل و حرفه خود انجام خواهید داد، از خودتان شروع می‌شود و به شغلتان می‌رسد و بعد از آن به همکاران و رقبا می‌پردازید و در انتها به آینده شغلی که به‌طورکلی پیش‌بینی‌ شده است. تحقیق از همه جنبه‌های کسب و کارتان باید صورت بگیرد. مثلاً نحوه فروش، نحوه تعامل با مشتریان، کاربران و مخاطبین، ارتباط با کارمندان، نحوه سرمایه‌گذاری، هزینه‌های جاری شما و غیره جزو جوانب این تحلیل‌ها هستند.

برای هر بخش از کارتان سرفصلی در نظر بگیرید و تمام آنچه تاکنون انجام داده‌اید را بنویسید. سپس تمام کارهایی که همکاران و رقبا انجام می‌دهند را در همان سرفصل‌های مربوطه یادداشت کنید و پیش‌بینی‌های خود را بنویسید و جستجویی از اینترنت و همکاران انجام دهید و همه را مکتوب کنید. حال برای خودتان تمام آنچه نوشته‌اید را تحلیل کنید و برداشت خودتان را از تمام زوایای نوشته، بنویسید.

 

انجام تحقیقات برای رشد کسب و کار، پروسه طولانی است و باید با صبوری این کار را انجام دهید. زیرا قرار است رشد چندین ساله آن بر پایه همین تحقیقات انجام شود یا قرار است شروع تجارت تان بر پایه همین تحقیقات باشد، پس مطالعه عمیق لازم دارد. از مشورت مشاوران و کار بلدهای رشته خود هم غافل نشوید زیرا همیشه مشاوران بی قضاوت و بدون برداشتِ شخصی، شما را هدایت می‌کنند و می‌توانند جنبه‌هایی را نشانتان دهند که شاید از آن‌ها غافل بوده‌اید و آن‌ها را ندیده‌اید.

 

تمام این پروسه می‌شود تحقیقاتی که باید انجام داده و آن‌ها را موردنظر قرار دهید. البته مراحل راه‌اندازی کسب و کار و تحقیق و ایده پردازی در گام‌های پیشین به‌طور مفصل ذکر شده است، همه آن‌ها را با دقت بخوانید.

 


قسمت پنجم – نحوه تحلیل بازار کسب و کار

در روند تحلیل بازار کار، اشتباهی که همه آن را مرتکب می‌شوند، حرف‌ها و شایعات دهان به دهانی است که نقل می‌شود و همه به همان‌ها توجه می‌کنند. تحلیل، یک کار پیچیده و اصولی است بر اساس آنالیز و آمار و ریاضیات و احتمالات و خیلی چیزهای دیگر که به حرف دهان مردم هیچ ربطی پیدا نمی‌کند. شما در طول روز در تردد در جامعه، خیلی چیزها را می‌شنوید و به مغزتان وارد می‌کنید و بعد در تصمیم‌گیری‌ها همان‌ها را بدون اینکه بخواهید، اعمال می‌کنید. چرا که در پشت زمینه، مغز شما در حال کار است و ترس‌ها و دلهره‌ها را فعال کرده است.

همه این اتفاقات در پس‌زمینه مغز رخ می‌دهد و آگاهانه نیست که متوجهش باشید و بعد می‌بینید، همان کاری را کردید که همه می‌کنند. همان کاری را انجام دادید که مثلاً سوپرمارکتی سر کوچه، عنوان کرده است. درست است که تجربه پدر علم است ولی معمولاً پیش‌بینی بر اساس تجربه صورت نمی‌گیرد و فقط بر اساس جو حاضر حرف‌هایی زده می‌شود.

 

آیا شما می‌دانید هفته بعد، وضعیت بازار لاستیک یا ارز یا دلار چگونه خواهد بود؟
شما از روی پیش‌بینی‌های لفظی دیگران آن را می‌گویید ولی نمی‌توانید به‌طور قطعی آن را پیش‌بینی کنید. تمام حرف این بخش این است که میزان عملکرد خود را بر شایعات و حرف‌های جاری بین مردم نگذارید و تحلیل کردن را همه‌جانبه یاد بگیرید و اگر هم نمی‌توانید به اهل فنش بسپارید. نگذارید دیگران و جو جامعه بر شما اثر بگذارند و راه شما را کج کنند. اگر به انتخاب خودتان اعتماد دارید همان کاری را انجام دهید که در درون تان به آن رسیده‌اید و تحت تأثیر دیگران، دچار سکون و ثبات نشوید. پس دیدن روند شغلی جامعه بر اساسِ میزان حرف مردم به دست نخواهد آمد و نیاز به تحقیقات اصولی دارد.

 

تحلیل کسب و کار


قسمت ششم – تحلیل رقبا و هم‌صنف‌های خود

اگر بدانید شما تنها کسی نیستید که این شغل و حرفه را انجام می‌دهد، آیا دوست ندارید از نحوه عملکرد دیگرانی که مشابه شما هستند، اطلاع کسب کنید یا بدانید در کدام مرحله هستند و چه تصمیماتی را برای رشد کسب و کار خود گرفته‌اند؟ همه دوست دارند که از رقیب و همکار خود بیشتر بدانند. البته نه برای دخالت و به اصطلاح فضولی و جاسوسی که این کار ناپسندی است. بلکه از این جهت است که در بازار رقابت بهتر عمل کنید.

 

امروزه به یمن برکت وجود آمارگیرهای دیجیتالی و الکترونیکی مثل Google و Yahoo و سایت‌های وابسته به آمار آن‌ها مثل Ahrefs و Alexa و Semrush ‎ و MOZ و غیره آمارگیری از رقیبان کار راحت‌تری است. با تحلیل چند ساعته از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی آن‌ها می‌توان به‌راحتی به استراتژی پشت کسب و کارشان پی برد و از آن‌ها استفاده کرد یا بهتر از آن را اجرا کرد.

می‌توان از هزینه‌های انجام شده در هر صنعتی، آمار تحلیلی را به دست آورد و زمینه‌های موردعلاقه مردم دنیا و کشور خودتان یا همان به اصطلاح Trends را گزارش داد. می‌توان از واکنش آن‌ها نسبت به هر اتفاقی باخبر شد و تصمیمات پشت هر حادثه را دید. این روزها دیگر چیزی بر کسی پوشیده نیست و در مورد رازدارترین و مخفی‌ترین تجارت‌ها هم می‌توان اطلاعات کسب کرد.

 


قسمت هفتم – اثر آنالیز بر رشد کسب و کار

اگر تمام کارهایی که در گذشته انجام داده‌اید و شما را به نتیجه نرسانده است، پس چرا دوباره در حال انجام همان کارها هستید؟ چرا توقع نتیجه‌ای متفاوت و بهتر را دارید وقتی که نه خودتان و نه افکارتان متفاوت و بهتر نشده است؟ چگونه می‌شود از این تکرار و سیکل معیوبی که هر روز در آن دور می‌زنید، رها شد و جایی راه درست را انتخاب کرد و ادامه داد؟

 

انتخاب راه درست، مهم‌ترین بخش یک کسب و کار است. چه کسب و کارهایی که هم‌اکنون هم در حال کار هستند ولی در سیکل معیوب ضرر، بدهی و کسادی قرار گرفته‌اند. چون از ابتدا اشتباه شروع کرده‌اند یا چون راهشان را درست انتخاب نکرده‌اند و همچنان در همان راه اشتباه در حال گذران هستند تا در نهایت ورشکستگی را تجربه کنند.

 

یک جایی و یک‌زمانی باید از این دایره معیوب و تکراری، بیرون زد و راهی بر پایه صحیح و کمال را انتخاب کرد و این آنالیزها و تحلیل مشاغل، همان جایی است که می‌توانید از نو و دوباره شروع کنید. اگر می‌خواهیم به‌گونه‌ای دیگر تجارت کنیم یا به شیوه صحیح کسب و کارمان را رونق بخشیم، همین تحلیل‌ها به ما کمک می‌کند تا در نهایت تاجر خوب و کاملی باشیم.

 

آنالیز کسب و کار در حقیقت برگشتن به پشت سر و مرور همه عملکرد و روش تجارت شماست که در طی این مدت‌ها داشته‌اید و شاید آنالیز راه پیش روی شماست، زمانی که از یک چندراهی سر در آورده‌اید که نمی‌دانید کدام راه را انتخاب کنید. به‌هرحال رشد تجارت‌ها در گرو آنالیز و تحلیل آمارهاست وگرنه که همان راه‌رفته را باز می‌روید و ادامه می‌دهید و همان نتایج قبلی را کسب می‌کنید.

 

تحلیل کسب و کار


قسمت هشتم – آیا با آنالیز کسب و کار خودم، می‌توانم استراتژی جدیدی تعیین کنم؟

قطعاً جواب ما بله است، استراتژی یعنی روش‌هایی که باید ادامه راه را با آن‌ها بپیمایید و چگونه می‌خواهید راهی را ادامه دهید که نقشه راه ندارد؟ استراتژی‌ها همان نقشه‌های راه شما هستند که می‌توانید از بررسی چندساله تجارت خودتان به دست آوردید یا اگر تجارتی نوپا هستید بر اساس تجربیات کسب‌شده در آن صنعت، می‌توانید نقشه راه و گام گام خود را بسازید.

 

تحلیل‌ها و آمارگیرها، امروز ابزاری کارآمد در هر حرفه و صنعتی هستند تا جایی که شما می‌توانید رشد درآمد سال به سال هر تجارت را ببینید و علاقه مردم به حرفه خود را بسنجید. تحلیل‌ها می‌توانند، روند رشد شما را تسریع کنند چرا که می‌توان در زمینه‌ای که رشد فراهم شده است، بیشتر و بهتر کار کرد و استراتژی‌های جدیدی را اعمال کرد.

 

چگونه می‌توانید رشد خود را تحلیل کنید؟
در یک بازه زمانی، تمام کارهایی که انجام دادید و استراتژی‌هایی که تعیین کردید را بررسی کنید و نتیجه هر یک را بنویسید و ببینید کدام‌یک شما را به رشد و ارتقاء رسانده است و همان را تکرار کنید یا نحوه عملکرد آن را بهتر و بهتر نمایید. همیشه در صدد تحلیل خود باشید و خودتان یک منتقد بزرگ برای خودتان باشید تا بتوانید زمینه‌های رشد و ضرر را خودتان تشخیص دهید.

 


قسمت نهم – نحوه ایجاد استراتژی جدید با کمک آنالیز کسب و کار

اگر استراتژی‌های قدیمی، شما را به مقصد نرسانده‌اند، خوب زمان آن رسیده است که استراتژی‌های جدید ایجاد کنید و آن‌ها را بیازمایید. این استراتژی‌ها می‌تواند خیلی جدید هم نباشد که شما را به سمت ریسک‌های زیاد سوق دهد. می‌تواند همان استراتژی‌های قبل را کمی گسترده‌تر و بهتر اجرا کنید و این کمی ارتقاء دادنِ روش‌ها و تحول شیوه‌های کسب و کارتان، نیاز به تحلیل و آنالیز دارد. آنالیزِ کارهایی که تاکنون انجام نداده‌اید.

روش‌ها و شیوه‌های جدید که با تحلیل به دست می‌آیند نسبت به قبل، کارآمدتر و مؤثرتر هستند. چرا که اکنون با تحلیل دیگر می‌دانید کجای راه را اشتباه پیچیده‌اید یا به انحراف رفته‌اید. خودتان هم می‌توانید تحلیلگر خوبی باشید، اگر که برگردید و مروری بر تجارت خود کنید که البته تحلیلی سطحی است و اگر نیاز به تحلیل عمیق‌تری دارید، حتماً آنالیز رایگان اقتصادی ما را انجام دهید تا مشاوران اقتصادی به شما کمک کنند تا راه را بهتر بیابید و استراتژی‌های حرفه‌ای‌تر را دریافت کنید.

 



شما می توانید برای آغاز حرکت در کسب و کارتان اولین آزمون را انجام بدهید:

تست آنالیز اقتصادی کسب و کار

 


همه گام های کسب و کار

گام نهم – نحوه توسعه کسب و کار [راهنمای گام به گام رشد تجارت شما]

رشد و توسعه کسب و کار عاملی است که نیاز به تفکر نامحدود شما دارد. در این بخش ما به عوامل رشد تجارت تان می‌پردازیم و کارهایی را برایتان لیست کرده‌ایم که در جایگاه کنونی خود، چگونه بر این توسعه و پیشرفت در روز بیفزایید. بنابراین با کلیک بر روی سرفصل ها می توانید در این بخش با ما همراه باشید.

 

 


قسمت اول – عوامل توسعه کسب و کار

عواملی تعیین‌کننده رشد در هر کسب ‌و کاری، می‌تواند متفاوت باشد زیرا بیشمار زمینه کسب ‌و کار پیش رو داریم. اما توسعه کسب و کار در چه زمانی صورت می‌گیرد؟ وقتی‌که دچار سکون و رکود نباشید، دارای رشد هستید. اگر به موقعیتی رسیدید که ثبات داشتید و برای ماه‌ها و سال‌ها این ثبات ادامه داشت، دیگر نامش ثبات نیست! شما خیلی ثابت شده‌اید و دیگر حتی تکان هم نمی‌خورید.

 

اگر برای کسب ‌و کارهای نوپا از ثبات گفتیم، برای این بود که تا چند ماه این ثبات را تجربه کنند ولی نه برای همیشه. در حال رشد و پیشرفت بودن، باعث می‌شود سازمان و مجموعه کاری که ساختید، پویا و بانشاط بماند. ولی وقتی سکون دارید مانند این است که در حال انجام یک کار همیشگی، همانند ربات هستید و یکسری ربات را استخدام کرده‌اید تا کارهای کپی شده را انجام دهند.

 

برای رشد داشتن، در اصلاح امروزی تعیین پروموشن ها، می‌تواند یک عامل برای نشاط و پویایی سازمان یا کسب ‌و کارتان باشد، یا تغییر استراتژی که در پیش‌گرفته بودید و جواب مناسبی از آن نگرفتید، یا اینکه استراتژی بر کسب ‌و کارتان اضافه کنید، یک استراتژی خوب بر پایه خدمات عالی‌تر و بهتر. رشد می‌تواند به خاطر سرمایه نیز ایجاد شود مثلاً سرمایه‌ای را در کارتان تزریق کنید و مجموعه خودتان را بزرگ‌تر کنید و خروجی بهتر و باکیفیت‌تری داشته باشید. اما مهم‌تر از همه این‌ها اهداف رشد هستند.

 

• چرا می‌خواهید کسب ‌و کارتان را رشد دهید؟
• برای جذب کارمند بیشتر؟
• برای گسترده کردن میزان فروش تان؟
• برای تولید کردن تعداد بیشتر از محصولات تان؟
• برای دادن خدمات به طیف بیشتری از مخاطبان؟
• برای درآمد بیشتر و سود بیشتر؟

در انتهای مقاله برای ما بنویسید اگر شما می‌خواهید وضعیت شغلی‌تان را رشد دهید، نیت اصلی شما چیست؟

 

توسعه کسب و کار


قسمت دوم – تعریف کسب درآمد

پول به دست آوریم یا پول بسازیم؟
گفتیم که کلمه کسب ‌و کار را وارونه ترجمه کرده‌اند و باید به کار و کسب، آن را تغییر می‌دادند. اما منظور از کسب درآمد، همان درآمدی است که شما به ازای کار و حرکتی که انجام داده‌اید، کسب کرده‌اید. بر اساس میزان حرکتی که انجام می‌دهید، کسب شما نیز متفاوت است. یعنی ابتدا کار و حرکت و بعد هم کسب اتفاق می‌افتد.

 

اگر حرکت بر پایه و میزان درستی باشد، کسب هم بر پایه و میزان درستی خواهد بود. اما هدف، کار کردن و داشتن حرکت است و نه کسب درآمد. امروزه هدف را بر کسب درآمد گذاشته‌اند و به‌جای اینکه انجام حرکت بر پایه نیت درونی افراد باشد، همه‌چیز را بر پایه درآمد تعریف می‌کنند. اشتباه هم از همین‌جا آغاز شده است.

 

در کدام‌یک از مدل‌های کسب ‌و کار، ابتدا از شما می‌پرسند:

  • دقیقاً چه هدفی برای خدمت‌رسانی به همنوع خودت داری؟
  • چه ارزشی بر ارزش‌های مردم اضافه می‌کنی؟
  • در عوض می‌پرسند این کار چقدر پرسود است؟ چقدر بازگشت سرمایه دارد؟
  • یا اگر قرار است جایی استخدام شوند، اول می‌پرسند چقدر حقوق دارم؟
  • نیت بر پایه کالا و شی‌ء ساخته‌شده به دست بشر، آیا می‌تواند نیت خوبی باشد؟

این پول گران‌بهای امروزی، ساخته دست بشر بود. شما هم می‌توانید آن را بسازید و بر آن بیفزایید، شما می‌توانید پول‌ساز باشید نه آنکه آن را به‌زور از جیب دیگری بگیریم یا آن را دست‌به‌دست کنیم. در مقاله‌های پیشین گفتیم که باید بر ارزش پول افزود و آن را بیشتر کرد، مثلاً هنرمندی با هنرش بر پول می‌افزاید و پول هزینه کرده را در ازای هنرش، به چند برابر بیشتر تحویل می‌گیرد.

 

اساس یک کسب ‌و کارِ درست همین است، حالا بیاییم به کسب ‌و کارهای امروزی نگاه کنیم. آیا بر ارزش پول می‌افزایند؟ پول را فقط هزینه می‌کنند و جای کمبودش را با گران‌فروشی و کم‌فروشی پُر می‌کنند. این دیگر اسمش کسب درآمد یا پول‌سازی نیست، اسمش پول دزدی یا پول رُبایی از جیب مشتری است.

 

  • چند بار تجربه خرید بد داشته‌اید و از محصولی که خریدید راضی نبودید ولی پول هنگفتی هم بابتش پرداخته‌اید؟
  • چند بار خدماتی گرفته‌اید که اصلاً آن چیزی نبوده که توقع داشته‌اید و آن‌ها را عنوان کرده‌اند و باز مجبور شدید هزینه‌اش را بپردازید؟

 

مدتی پیش من با یک شرکت ارائه‌دهنده خدمات اینترنت، همین بحث را داشتم. ما ماهیانه پولی را هزینه می‌کنیم و آن را به‌اجبار پرداخت می‌کنیم (نه از روی رضایت)، که مبادا اینترنت مان قطع شود و آن‌ها هم با هر سرعت و هر ترافیکی که دلشان خواست خدمات می‌دهند.

 

بعد هم که اعتراض می‌کنم، به‌جای عذرخواهی و مشتری مداری می‌گویند از شرکت دیگری خدمات بگیرید! اما منطقه تلفن ما در انحصار آن‌هاست. دقیقاً از چه شرکت دیگری باید خدمات بگیرم، وقتی همه‌چیز را در انحصار خودشان دارند؟ و تا شارژ حساب شان دیر می‌شود، سریع پیامکی تهدیدآمیز می‌فرستند که رانژه خط شما تا دو روز دیگر جمع می‌شود.

 

من اسم این را درآمد داشتن آن شرکت نمی‌دانم، آن شرکت فقط دستش در جیب من و شماست و پولی را با نارضایتی و اجبار برمی‌دارد. کسب ‌و کارها این‌گونه ادامه پیدا می‌کنند و سلسلهی‌ دست در جیب مردم داشتن از این شرکت به آن شرکت منتقل میشود و این شرکت دست در جیب شرکت دیگری دارد و همین‌طور تا بالا ادامه پیدا خواهد کرد و این نتیجه‌ای که امروزه شاهد آن هستیم و جامعه‌ای از اقتصاد مریض و عاری از کسب درآمد صحیح.

 

پیشنهاد ما: مغزتان را از دنیای تجارت‌های بیمارگونه و محدود خارج کنید!

 

توسعه کسب و کار


قسمت سوم – زمان رسیدن به موفقیت کسب ‌و کار

موفقیت همان‌طور که از نامش پیداست، توفیق پیدا کردن در انجامِ کاری است که انتخاب کرده‌اید و می‌خواهید آن را با اراده درونی خودتان انجام دهید. پس همین‌که در حال انجام آن هستید و اراده‌ای که کرده‌اید، به تحقق رسیده است. یعنی توفیق پیدا کرده‌اید و در حقیقت موفق شده‌اید. اینکه فکر کنید موفقیت پله آخر کسب ‌و کار شماست، تفکری محدود است. موفقیت اتفاقاً پله اول کسب ‌و کار شماست زیرا هم‌اکنون هم دارید انجامش می‌دهید و موفق شده‌اید.

 

اما منظور واژه‌های امروزی در آموزش‌ها، گفتگوها و کتاب‌ها چیز دیگری است: این‌که شما پیروز شوید و در انتهای کارتان پیروزی و کامیابی را تجربه کنید.

شما می‌توانید بگویید پله آخر کسب ‌و کارتان کجاست؟
یا می‌توانید بگویید کِی و چه وقت پله آخر را طی خواهید کرد و تمامش می‌کنید؟
کار و کسب و حرفه شما تمامی ندارد، شما با آن زندگی خواهید کرد و همچنان ادامه دارد. مانند معلمی که آموزش در پوست و خون و روح اوست. آیا می‌توانید از او بپرسید که کی موفق شده و موفقیت را چه زمانی تجربه کرده است؟

 

موفقیت استمرار دارد و تنها در مرحله خاصی تعریف نمی‌شود. از یک زمانی به بعد شما می‌توانید خود را موفق بدانید: از زمانی که اهداف روزانه، ماهانه و سالانه خود را تیک زده‌اید و از خودتان و عملکردتان راضی هستید. آیا فرمول پیچیده‌ای داشت و نیاز به ساعت‌ها فیلم آموزشی، هزینه و کتاب‌های گوناگون و نویسندگانی از آن سر دنیا داشت؟

 

وقتی به هر انسانی که حس می‌کنید موفق است رسیدید، این سؤال را از او بپرسید که چه زمانی موفقیت را به دست آورده است و پاسخ خودتان را برای ما و همه مخاطبان در این صفحه بنویسید.

با برنامه شروع کردن و از روی برنامه پیش رفتن و به آن متعهد بودن، رمز تمام آن چیزی است که می‌خواهید بدانید. البته دیگر نامش رمز و راز نیست، یک فرمول ساده است که اگر آن را رعایت کنید، موفقیت شما تضمین شده است.

 

پیشنهاد ما: در هرلحظه کاری را انجام دهید که عاشقش هستید!

 

توسعه کسب و کار


قسمت چهارم – داشتن یک کسب و کار پردرآمد

نقشه و طرح خود را بر پایه پردرآمد بودن و پرسود بودن تجارت تان نگذارید و آن را این‌گونه ننویسید، نقشه و طرح شما باید بر پایه ‌این باشد که:

– چگونه خدمت بهتری برسانم
– چگونه محصول باکیفیت‌تری تولید کنم
– چگونه تعداد افراد بیشتری را منتفع کنم
– چگونه رضایت بیشتری را از مشتری خود کسب کنم
– چگونه کار بهتر، جالب‌تر و جذاب‌تری انجام دهم
– چگونه از انجام هر کاری لذت بیشتری ببرم

 

همانند سؤالات بالا، پرسش‌های خوبی که می‌توانید از خودتان بپرسید و پاسخ آن می‌تواند بر نحوه خدمت‌رسانی شما اثرگذار باشد.

• آیا اگر شما مشتریان راضی بی‌شماری داشتید، می‌توانید کم‌درآمد باشید؟
• آیا اگر همه از نحوه خدمت‌رسانی شما راضی بودند، کار شما سودده نیست؟
• آیا اگر خودتان با رضایت درونی و عشق تان کار کنید، کسب ‌و کارتان پربازده نخواهد بود؟

وقتی نیت عوض می‌شود خودبه‌خود مسیر و جریان هم عوض می‌شود. اما اگر تکیه و تأکید محاسبات شما بر سود و درآمد باشد، شاید در پروسه‌ای کیفیت محصول و خدمات هم نادیده گرفته شود. به‌طور مثال، تولید با آن کیفیت باصرفه نیست، پس در این مرحله و همین یک‌بار جنس بی‌کیفیت تولید می‌کنیم و به دست مردم می‌دهیم و دفعه بعد باکیفیت تولید می‌شود. این همان توجیهاتی است که هدف نهایی شما یعنی سود کردن به هر قیمتی را توجیه می‌کند.

 

پیشنهاد ما: هدف و نیت خود را بر باکیفیت بودن و عالی بودن قرار دهید، نه با کمیت بودن و پول درآوردن.

 

توسعه کسب و کار


قسمت پنجم – طراحی کسب ‌و کار سودآور

طراحی خود را بر پایه کیفیتی فوق‌العاده بگذارید و آن را به انجام برسانید. حتی اگر کارمند هستید و کسبِ شما از این طریق است، هدف و طرح و پلن خود را بر باکیفیت‌تر کردنِ خدمات خود، پایه‌گذاری کنید و سعی کنید ارزشی بر کارتان اضافه نمایید. به مشتریان، مخاطبان و کاربران، ارباب‌رجوع، مدیرتان و سایر کارمندان و همکارانتان نیز عشق بورزید و بر آن‌ها ارزشی بیفزایید.

همه این کارها از شما یک ابَرتاجر یا یک ابَرکارمند می‌سازد که آن موقع سود، شما قطعی است و همچنین این کار شما باعث می‌شود، دیگران در محیط کارتان با شما به رقابت بپردازند. در آن زمان آن‌ها تلاش می‌کنند تا شبیه شما باشند تا به‌ جایگاهتان دست پیدا کنند یا باعث می‌شود رقیبان و همکاران از شیوه‌های شما استفاده کنند و حتی از شما هم پیشی بگیرند.

 

این‌گونه بازار رقابتی برای خود درست می‌کنید که مدام رو به‌پیشرفت است و در حال رشد مداوم. به نظرتان این راه‌حل خوبی نیست؟
منظور از ابَرکارمند بودن یا ابَرتاجر بودن، کار بیش‌ازحد اندازه و طاقت‌فرسا نیست. امیدوارم متوجه شده باشید که منظور، کار کردن بیشتر و فرسوده کردن خودتان نیست. زیرا اگر این‌گونه باشید به‌زودی شارژ باطری‌تان تمام می‌شود و دیگر توان ادامه دادن را ندارید.

 

پیشنهاد ما: از صبحت ها، غیبت‌ها، قضاوت‌ها، تحلیل شخصیتی‌های دیگران دور بمانید!

 

توسعه کسب و کار


قسمت ششم – کارهایی برای رونق کسب ‌و کار

رونق را خودتان به کسب ‌و کارتان می‌آورید و به تجارت تان، جان می‌بخشید. برعکس تصور همگان که همه فکر می‌کنند، رونق از مشتری است و از درآمدی که از مشتری حاصل می‌شود. رونق، تمام جریانی است که از درون تان شکل‌گرفته و حرکت کرده و به بیرون پرتاب‌شده است.

 

همان نیت و عشق درون تان که قرار بود نیروی محرکه کارتان شود، حرکت بر اساس آن شکل می‌گرفت و در جریان کار با آن پیش می‌رفت. این جریان و حرکت مداوم که از درون تان شکل‌گرفته، همان رونق و جریان کار شماست که اگر درست و بر پایه قانون اولیه باشد، اکنون می‌دانید که خودبه‌خود و اتوماتیک انجام می‌شود و درآمد، سود، کسب، پول و هر چیزی را تحت تأثیر خودش قرار می‌دهد.

 

همیشه دیدن چیزهای خوب که به شما می‌رسد، از یک منشأ بیرونی بوده است. یعنی اگر قرار است پول و سودی برسد، از دیگران است. اگر قرار است کار خوب و باکیفیتی انجام شود، به دیگران بستگی دارد. اگر قرار است کارمند خوبی باشم، به دیگران و رئیسم مربوط می‌شود. اگر او خوب بود من هم خوب می‌شوم یا اگر مشتری پول داد من هم خدمتی عالی انجام می‌دهم. این فرافکنی‌ها و وابستگی به غیر داشتن، دیگر اسمش رونق اقتصادی و کسب ‌و کار موفق نیست.

 

می‌خواهم بدانید که همه‌چیز از خودتان شروع می‌شود و باز به خودتان بازگشت پیدا می‌کند و تمام می‌شود. حتی در مورد اقتصاد و توسعه کسب و کار نیز چنین است. باوجود آنکه گمان می‌کنید که این دیگر به شما ربطی ندارد و واقعاً عاملی بیرونی است، اما حقیقت چیز دیگری است. مانند همه‌ چیزهایی که از گام اول تاکنون گفته‌ام همه‌چیز اول از خودمان شروع می‌شود و کاملاً امری درونی است.

 

پیشنهاد ما: یک کاری که اکنون در حال انجام آن هستید را چقدر ارزش‌گذاری می‌کنید؟

 

توسعه کسب و کار


قسمت هفتم – عوامل ورشکستگی یک تجارت

عامل اصلی که می‌توان برای کساد بودن بازارهای امروزه و تجارت‌های کنونی ذکر کرد، نبودن اعتماد در بین مردم است. اگر شرکتی محصولی را تولید کند که کیفیت خوبی ندارد و قیمت بالایی دارد و بعد تبلیغاتی انجام دهد که بر پایه ناراستی و دروغ است، شما به‌ عنوان‌ یک مصرف‌کننده چند بار از آن کالا را می‌خرید و بعد از مصرف اولین بار به چه نتیجه‌ای می‌رسید؟

 

اولین برداشت این است که این شرکت تقلبی است و دیگر از آن خرید نمی‌کنید، به همه دوستان خود هم همین را می‌گویید و این می‌شود تبلیغ دهان‌به‌دهان آن کالا. تبلیغی وارونه که در جهت شکست شرکت است، چرا که مبنای شرکت بر دروغ و کلک سوار شده است. این موضوع را مخصوصاً در شرکت‌های تولید مواد غذایی که بیشترین سهم مصرف در دنیا را دارند، شاهد هستیم. مثلاً شرکتی دیگر مثل FDA آمریکا باید بیاید و تائید کند که این کالا مثلاً خوب است.

 

شرکتی که خودش بر پایه درستی بنا نشده است و دیگر در این زمانه، همه این را می‌دانند که حتماً قضیه مالی این وسط برای تائید وجود دارد. شرکتی با کاری نادرست، محصول شرکت دیگری را با کاری نادرست تائید می‌کند و شرکتی هم پول می‌گیرد و تبلیغی نادرست برپا می‌کند و همه و همه بر چه پایه‌ای هستند؟ و بعد باید توقع داشت که دچار کسادی بازار نشویم؟

 

چه اعتمادی از خریدن و هزینه کردن در یک جامعه وجود دارد؟ اگر امروزه هم خریدی انجام می‌شود نه بر پایه کیفیت و رضایت مشتری است بلکه بر پایه اجبار است. مثلاً باید شیر بخوریم یا حتماً ماست را روزانه مصرف کنیم، که این‌ها هم همه پایه تبلیغی دارند. هیچ‌چیزی در سر جای خودش نیست. نه تجارت مان، نه محصولمان، نه مشتری‌هایمان و بعد چرا باید انتظار جامعه‌ای پررونق را داشته باشیم؟

هر چه هست درست است، چون نتیجه‌ای است که از همین عملکرد به‌دست‌آمده است و به‌جای غر زدن و زانوی غم ورشکستگی و کسادی به بغل گرفتن، بهتر است از خودمان و کارمان شروع کنیم. حداقل در هیچ کجا کم نگذاریم، در هیچ خدمت و محصولی چیزی را کمتر از سطح انتظار تحویل ندهیم، مطمئن باشید کارها درست می‌شوند و توسعه کسب و کار را شاهد خواهید بود.

 

پیشنهاد ما: پنج کاری که از اکنون باید به آن‌ها کیفیت اضافه کنیم تا جابجایی ارزش بر مخاطبان خود را افزایش دهیم را لیست کنید و آن را از الان انجام دهید.


 


قسمت هشتم – علت شکست تجارت‌ها

علت شکست کسب ‌و کارها و تجارت‌های امروزی، به خیلی عوامل درونی و بیرونی بستگی دارد که نمی‌توان گفت برای همه صادق و یکسان است. اما عواملی که به‌طورکلی بر همه موارد اثرگذار است و با رعایت آن‌ها می‌شود از شکست جلوگیری کرد و دچار آن نشد، این‌ها هستند:

– رعایت نکردن پایه‌گذاری تجارت بر مبنا و نیت درست
– تأمین سرمایه از طریق ایجاد بدهی برای خود یا بازپرداخت‌ها با سود بالا
– انتخاب اشتباه زمینه کاری و فعالیت بر طبق آنچه موردعلاقه شخص نیست
– نداشتن مهارت و تخصص مورد نیاز
– نداشتن اخلاق حرفه‌ای و کاری بر مبنای صداقت، تعهد و وجدان کاری
– کسب سود و درآمد به هر طریقی که ممکن است، حتی اگر به ضرر دیگران باشد
– ترجیح دادن سود و منفعت خود بر سود و منفعت دیگران
– ایجاد بدهی و عدم توانایی در تسویه‌حساب و ایجاد ضرر

شکست تجارت‌ها هم می‌تواند بر پایه مالی باشد، هم بر پایه کاری. هر دو به پایه‌گذاری صحیح کسب ‌و کار برمی‌گردد یعنی همان اندیشه و نیت اولیه.

 

پیشنهاد ما: ببینید کدام‌یک از عوامل ذکرشده در شغل تان موجود است، از آن بپرهیزید.


 


قسمت نهم – تأثیر اخلاق بر توسعه کسب و کار

منظور از اخلاق، اخلاق خوب داشتن در کار نیست، بلکه رفتار پسندیده و گفتار آراسته یکی از بخش‌های اخلاق کاری است. اما آنچه از اخلاق باید بگوییم، داشتن اخلاق حرفه‌ای در کار است یا همان وجدان کاری، کلمه‌ای که زیاد مصرف می‌شود ولی وجود خارجی ندارد. اولین بنای اخلاق حرفه‌ای، صداقت و راستی است و متعهد بودن به قول و حرفی که رد و بدل می‌شود ( قرارداد فی‌مابین).

 

اعتمادی که باید طرفین برای همدیگر ایجاد کنند، جزو همین اخلاق در کسب ‌و کار است که این روزها برای تضمینش چک و سفته می‌گیرند! برای اینکه مطمئن شویم طرفِ حسابِ ما سر موقع کاری که متعهد شده است را انجام می‌دهد، از او چک و ضمانت مالی می‌گیریم. وقتی اخلاق‌مداری در تجارت‌ها رواج داشته باشد، دیگر چه نیازی به این بازی‌هاست؟

 

وقتی شما مورد اعتماد همگان باشید، پس مدام شما را به دیگران هم پیشنهاد می‌دهند و برای شما کار درست می‌کنند، چون کارتان درست است. وقتی خوش‌حساب باشید، آیا رونق تجارت تان حتمی نیست؟ همه دوست دارند با شما معامله کنند، حتی اگر سرتان شلوغ باشد. چون می‌دانند که شما در تجارت بااخلاق هستید. اگر «گم‌شده‌ها» در اقتصاد و تجارت، یکی‌یکی پیدا شوند و از آن‌ها استفاده کنیم و آن‌ها را بازیابی کنیم آیا نمی‌شود تجارتی سالم و پررونق داشت؟ امروزه در تجارت و کسب ‌و کارها خیلی موارد گم‌شده داریم که باید برای پیدا کردن آن‌ها همه باهم تلاش کنیم.

 

پیشنهاد ما: موارد گم‌شده فعالیت شما در تجارت تان را بنویسید.

 

توسعه کسب و کار


قسمت دهم – کارهایی برای نوآوری در کسب ‌و کار

تمام نوآوری‌ها بر پایه ‌ایده‌ها شکل می‌گیرند. هر ایده‌ای که داشته باشید طبق گام‌های قبلی می‌تواند از دلِ آن‌ یک فرصت جدید، بیرون بیاورید و همین را یک نوآوری در تجارت تان بدانید. نوآوری‌ها همیشه با راحت‌تر شدن کارها، رابطه مستقیم دارند و سرعت عمل کاری را بالاتر می‌برند، پس چه‌بهتر که از آن‌ها بهینه و به‌جا استفاده کنیم. انجام بعضی از نوآوری‌ها شاید با ریسک بالایی همراه باشند، چون تجربه نشده‌اند. اما پدیده‌ای جذاب در کار شما هستند.

 

از نوآوری‌هایی که می‌توان با ریسک پایین‌تر و بدون ضرر انجام داد استقبال کنید. مثلاً:

– استفاده از تکنولوژی‌های جدید در زمینه کاری خودتان (سخت‌افزاری – نرم‌افزاری)
– استفاده از روش‌های محاسباتی و تبادلاتی مالی جدید. (انجام پرداخت‌های مالی مشتریان بر پایه‌ اینترنت یا دستگاه تلفن همراه)
– استفاده از ابزارهای جدید اختراع‌شده در دنیا ( اگر شرکتی هستید که طراحی اپلیکیشن دارید، می‌توانید خدماتی را نیز برای گجت‌های پوشیدنی جدید طراحی کنید که برای مشتریان و کاربران شما بسیار جذاب است)

 

پیشنهاد ما: حتماً گام پنجم – خلاقیت و ایده های کسب و کار را مطالعه کنید!

 


قسمت یازدهم – شراکت در کسب ‌و کار

شراکت کردن و در اتحاد بودن چندین نفر، می‌تواند پایه‌های تجارت را خیلی محکم بنا کند و اگر راه تعامل با شرکا را بلد باشیم و بتوانیم در یک تیم کار کنیم، بر دانش تخصصی خود می‌افزاییم. یعنی روحیه کار در یک مجموعه را داشته باشیم و تعامل با دیگران را یاد بگیریم، کار کردن در یک گروه و هماهنگی با گروه‌ها، واقعاً مهارتی است که باید به دست آورید.

 

به نظرم بودن چند نفر در کنار هم با شخصیت‌های کاری متفاوت و توانمندی‌های مختلف، می‌تواند سازمان و مجموعه‌ای قوی‌تری را بسازد و این به شرطی است که شما، شرکا و همکاران در یک‌سو گام بردارید و هم هدف و هم‌عقیده باشید. یک مجموعه هدفمند به نتایج فوق‌العاده هم‌ دست پیدا می‌کند. اما اگر هیچ‌کدام را ندارید؛ نه روحیه کار جمعی، نه مهارت‌های ارتباطی و نه هدفی مشترک، بهتر است سمت شراکت با کسی نروید تا این مهارت‌ها را به دست آورید.

 

هر چه شرکت، بزرگ‌تر و توانمندتر باشد توسعه و رشد آن نیز بهتر انجام می‌پذیرد. چون یک مجموعه، بر روی هدف رشد و توسعه کسب و کار متمرکز شده‌اند و قطعاً هدف زودتر و قوی‌تر برآورده می‌شود.

 


قسمت دوازدهم – راهنمای توسعه تجارت شما

دانلود رایگان راهنمای گام به گام رشد تجارت شما



سؤال ما از شما این است که اگر می‌خواهید تجارت تان رونق داشته باشد، باید چه‌کارهایی کنید؟

برای ما بنویسید شما چه راه‌حلی به ذهن تان رسیده است.


همه گام های کسب و کار

گام هشتم – مدیریت کسب و کار [دانلود رایگان چک لیست راهنمای مدیریت]

مدیریت کسب و کار ، بخش بسیار مهمی در رشد شغلی ایفا می کند. مدیریت یعنی بررسی تمام جوانب و ابزارهای یک تجارت که آن را در اختیار دارید. کارآفرین، مدیر نیست زیرا کار اصلی مدیر فقط مدیریت بخش های مختلف یک تجارت است. پس در گام هشتم به مدیریت کسب و  کار می پردازیم و در انتهای صفحه، راهنمای انجام کار یک مدیر را دانلود کنید و مدیریت خود را آغاز کنید.

 

 


قسمت اول – مشخصه‌های یک مدیر کسب و کار خوب

مدیریت یکی از شاخه‌های اصلی هر حرفه می‌باشد و بی آنکه مدیری حضور داشته باشد، کاری هم از پیش نمی‌رود. خداوند، زمین و زمان را مدیریت کرد و به دست ما سپرد و ما مدیرانی لایق نبودیم. چون نتوانستیم مدیریتی خوبی داشته باشیم و جهان به بحران کنونی نرسد. از انتهای یک پروژه هزار ساله می‌گویم که نتیجه بی‌تدبیری اکنون ماست که در رکود و کسادی و سکون دست‌وپا می‌زنیم. یعنی نتوانستیم مدیرانی شایسته باشیم، یعنی نتوانستیم از روی مدیریت خالق مان کپی و الگوبرداری کنیم.

 

نظام طبیعت با این همه گستردگی و پیچیدگی، چنان بر نظمی شگفتی‌آفرین سوار است و همه کارها اتوماتیک پیش می‌رود، که هنوز هم دانشمندان نتوانسته‌اند، پی به راز عظیم کائنات ببرند. اگر بخواهیم با اصطلاحات امروزه حرف بزنیم، باید بگوییم سیستمی اتوپایلوت، بر اساس نظمی خارق‌العاده توسط خالق مان پیاده‌سازی شده است که هرگز ذره‌ای از نظم و مدیریتش کاسته نمی‌شود.

 

آیا نمی‌توانستیم این‌گونه عمل کنیم؟

چرا در الگویی کوچک‌تر آن را پیاده‌سازی نکردیم و از آن درس نگرفتیم؟

مدیریت جهانی که بر مبنای حرکت است و هرگز بازنمی‌ایستد. گفتیم که اساس و جوهره هر چیز، حرکت است، حتی انتخاب شغل شما و حرکت برای انجام آن. حال باید این حرکت را مدیریت کرد، مدیریتی از نوع مدیریت خداوند. لازمه هر حرکتی مدیریت آن است، تا سر و سامان بگیرد و در راه درست و مستقیم به حرکتش ادامه دهد.

 

حال چگونه مدیریت کنیم؟

  • اول که مطمئن باشیم، اساس حرکت درست است.
  • دوم بخواهیم که بر اساس نظم جهان عمل کنیم و کپی سالمی از آن باشیم.
  • سوم خود را شایسته این مقام بدانیم و بدانید اگر که در این مکان ایستاده‌اید، نباید شکسته‌نفسی کنید و حتماً لایقش بودید.

همه انسان‌ها، شایسته مقام مدیر و رئیس بودن هستند اما آنچه آن‌ها را دور می‌سازد، خودشان هستند. چون خودشان از خودشان فرار می‌کنند و باور ندارند که می‌توانند، عالی‌ترین باشند. بدون هیچ‌گونه وابستگی به کسی یا چیزی یا داشتن ثروت و مالی.

 

  • چهارم برنامه مدیریتی داشته باشیم و بی‌برنامه خودمان را در گود مدیریت یک کسب و کار نیندازیم.

اگر هنوز شروع به کار نکردید و طرح تان را می‌نویسید، یک برنامه قدم به قدم و روزبه‌روز را هم بنویسید که در بازه‌های زمانی هفته و ماه و سال هم تعریف‌شده باشد و بدانید هر روز کارتان چیست.

 

  • پنجم به مدیریت خودتان و برنامه مدیریتی که نوشته‌اید، پایبند باشید و به آن متعهد باشید.

اگر در مقام مدیریت یک مجموعه به برنامه و حرف‌های خودتان پایبند بودید، می‌توانید همین توقع را هم از کارمندان و همکاران تان داشته باشید.

 

  • ششم مدیریتی به روز باشید، از علوم و فن و مهارت‌های مدیریتی آگاه باشید و خودتان را به روز کنید. مدام خودتان را چک کنید که در جهت درستی باشید و مدام برنامه خود را بازبینی کنید و اگر نیاز به تغییر داشت، آن را تغییر دهید.

 

  • هفتم با هر بادی خم نشوید و تغییر مسیر ندهید، نباید تحت شرایط جو جامعه و نوسانات دچار تلاطم شوید و پیش‌بینی‌های لازم برای هر اتفاقی را داشته باشید.

 

مدیریت کسب و کار


قسمت دوم – وظایف مدیریت کسب و کار

تا حدودی در بخش بالا به این موضوع، به‌طور کلی پرداختیم. باید از تمام زوایای کاری خود مطلع باشید و همچنین از کارمندان یا همکارانی که با شما کار می‌کنند. مدیریت کردن کار سخت و دشواری نیست و نیاز به طی مراحل دکترا و فوق تخصصی ندارد. برعکس، شما هم‌اکنون هم مدیر زندگی خودتان هستید و آن را مدیریت می‌کنید.

 

از چه چیز مدیریت خودتان ناراضی نیستید؟ آن را عوض کنید و تغییر دهید. در حقیقت مدیریت کسب و کار، همان مراحل بالاست که در کتاب‌ها و جزوه‌ها با آب‌وتاب بیشتری و جزئیات فراوانی آمده است . این را می‌گویم تا به‌سختی کار و مدیریت فکر نکنید.

 

پیشنهاد ما: تمام زوایای شغل خودتان را بشناسید، قطعاً مدیریت کردن آن راحت‌تر می‌شود. چون همانند کف دست تان آن را تحت نظر دارید!

 

مدیریت کسب و کار


قسمت سوم – مشخصه یک کارمند خوب و باکیفیت

چه یک مدیر باشید و چه یک کارمند، لطفاً از اینکه کارتان را بر اساس درآمد انتخاب کنید، پرهیز نمایید. نتیجه مالی، ارمغان درست انتخاب کردن شغل دلخواه شماست و اگر اکنون از درآمدتان راضی نیستید، پس انتخاب درستی بر پایه قوانین نداشته‌اید.  به خاطر پول و منافع مالی کار نکنید، زیرا بر روی کیفیت کارتان بسیار اثرگذار است. به‌جای تکیه بر کمیت، بر کیفیت تکیه کنید. قطعاً پاداشِ کار باکیفیت، بسیار بالاست . آیا با این نظریه مخالفید؟

 

حتماً تجربه این مورد را بسیاری از مخاطبین این مقاله داشته‌اند، این مشخصه یک کارمند خوب است که خود را فدای کمیت و امور مالی نمی‌کند، بلکه به خدمت بهتر و باکیفیت‌تر فکر می‌کند و می‌داند که هیچ رئیسی، کارمند باکیفیت و پرجاذبه خود را رها نمی‌کند. نظم، صداقت، وجدان کاری، متعهد بودن، آراستگی رفتار و گفتار داشتن، از مشخصه‌های دیگر یک کارمند نمونه است و البته مورد مهم دیگر، داشتن تخصص و مهارت در شغل درخواستی اوست.

 

پیشنهاد ما: همیشه انسان‌های باانگیزه را برای همکاری در تیم تان انتخاب کنید. کسی که هدفِ خدمت به همنوعان را هدف اصلی خود می‌داند و همتی بلند برای ارتقاء و رشد شخصی خود دارد.


 

مدیریت کسب و کار


قسمت چهارم – معیارهای مهم برای استخدام کارکنان

با چند سؤال و پرسش همیشه می‌توانید، ذهن متقاضیان کار را درگیر کنید و انتهای فکرشان را بدانید. حتماً از آن‌ها بپرسید که چقدر برای خدمت به انسان‌های دیگر و کمک به آن‌ها آماده هستند.

 

  • آیا به این کار و رشته، عشق می‌ورزند و به آن علاقه دارند؟
  • آیا حاضرند برای آموزش دیگران، رایگان کار کنند؟
  • آیا حاضرند بر طبق ضوابط و مقررات داخلی شرکت شفاف پیش آیند؟
  • آیا تمایل به کسبِ مهارت بیشتر و ارتقای شغلی دارند؟
  • آیا خود را در تیک زدن اهداف شرکت، سهیم می‌داند؟

 

پیشنهاد ما: معیار انتخاب خود را بر پایه وفاداری، احترام و مهارت بگذارید. چون کسی که چنین شاخصه‌هایی داشته باشد، حتماً کار باکیفیتی را ارائه می‌کند.

 

مدیریت کسب و کار


قسمت پنجم – مدیریت کسب و کار برای بالا رفتن انگیزه تیم

جاه‌طلب بودن البته نه در معنای منفی، بلکه در معنای مثبت آن کمک می‌کند که اهداف رو به پیشرفتی را برای خودتان تعریف کنید. همیشه انسان‌هایی که در جهان، نگاهی رو به پیشرفت داشتند را بنگرید و افکار و اهداف شان را مطالعه کنید. انگیزه شما و بالا بودن آن، قطعاً رابطه مستقیمی با درآمد و سود شما نخواهد داشت! این الگو، الگوی اشتباهی است که فکر کنید، هرچقدر درآمد بالاتر باشد، انگیزه شما برای ادامه دادن بهتر است.

 

این‌گونه تعریف کنید که هرچقدر بیشتر از کار و خدمتی که انجام می‌دهم راضی باشم، انگیزه من برای انجام بهتر و بیشترِ امور بالاتر می‌رود. وقتی بدانید به‌جای ده نفر میتوانید برای ده‌ها نفر زمینه شغلی فراهم کنید، آیا انگیزه بیشتری ندارید؟ اگر بدانید محصول باکیفیت شما روزبه‌روز محبوب‌تر می‌شود و تعداد افراد بیشتری بر خریداران و حامیان شما افزوده می‌شود، آیا برای رشد تجارت تان تلاش نمی‌کنید؟

 

تمرکز بر کیفیت در خدمت‌رسانی یا محصول یا تعامل با دیگران، همیشه بر مقدار کمیت شما می‌افزاید، پس نگران پول جیب تان نباشید. آن کار لازم را برای هر چه باشکوه‌تر بودن و محبوب‌تر بودن انجام دهید. نتایج، خودشان را نشان می‌دهند و مدام بر انگیزه و حال خوب شما می‌افزایند. البته منظور از نتیجه فقط بخش مالی قضیه نیست، حتی یک تعریف مشتری یا رضایت مخاطب می‌تواند، نتیجه اثربخش تجارت شما باشد.

 

پیشنهاد ما: در مدیریت کسب و کار خود، توجه خودتان را از روی مسائل مالی بردارید!

 


قسمت ششم – بالابردن انگیزه کارمندان

کارمندان را در تمام جنبه‌های کاری شرکت سهیم بدانید، با آنان مشورت کنید و نظرشان را محترم بدارید و از نظرات و انتقادهای آنان، استقبال کنید. اگر سودی عاید شرکت شده است، برای هرکسی سهمی هرچند اندک در نظر بگیرید. این باعث می‌شود خود را در تمام سود و ضرر شرکت، سهیم بدانند و کارکنان را در سهام شرکت سهیم کنید. انگیزه مهمی برای آنان است که برای رشد و پیشرفت شرکت، تلاش کنند. چرا که سود خودشان هم در گرو این مطلب است.

 

اگر شرکت دچار مشکل و رکودی است، پنهان‌کاری نکنید و آنان را مطلع سازید و از راه‌هایی که به نظرشان می‌رسد، استفاده کنید. زمینه تفریح و بودن زمان بیشتر با خانواده، را برایشان فراهم کنید. در تشویق کردن کارمندان، پیشرو و پیش‌قدم باشید و تا حد ممکن کمتر عیوب آن‌ها را به چشم شان بیاورید. آن‌ها را به سمت پیشرفت و ارتقای مهارت، سوق دهید و برایتان واقعاً مهم باشد که کارمندان دچار سکون و رکود نشده باشند.

 

آمال و آرزوهای کارمند خود را بدانید و برای رسیدن او به مقصدش، شما هم قدمی بردارید این بهترین کاری است که یک مدیرِ همراه می‌تواند انجام دهد. چه ایده‌هایی پیشنهاد می‌کنید که کارکنان در غیاب تان، تجارت را از آنِ خودشان بدانند؟ دوباره این جمله را متذکر می‌شوم که هر چه پایه‌های تجارت و کار شما درست بنا شده باشند، کار شما نیز بر پایه اصول درست پیش می‌رود و از این موارد در آن کار پیش نخواهد آمد. چون کسانی که با شما هم‌جهت هستند، در مسیر کاریتان قرار خواهند گرفت و حرکت آن‌ها نیز بر پایه حرکت جهانی و عشق درون شان است.

 

پیشنهاد ما: وقتی حرکت اولیه تان بر مبانی عشق درون تان است، پس نیازی نیست نگران هیچ‌چیز باشید!

 

مدیریت کسب و کار


قسمت هفتم – عوامل کم کاری کارکنان

پاسخ همانند سؤال قبل است ولی بهتر است نکاتی را ذکر کنیم. مدیری نباشید که مدام به دیگران زور می‌گوید و از آن‌ها توقع بیجا دارد. چون همیشه زورگو و مستبد بودن، زمینه را برای پنهان‌کاری و بازی‌های زیرکانه باز می‌کند. البته قاطعیت داشتن در کار با مستبد بودن، فرق دارد و آن‌ها را نباید اشتباه گرفت. محیط کار، محیطی جدی ولی با نشاطی است برای انجام امور مهم و تیک زدن اهداف شرکت، باز هم نباید آن را با صمیمانه بودن و از زیر کار در رفتن جایگزین کرد.

 

محیطی را فراهم کنید که کارکنان بتوانند با شما مستقیم و بی‌پرده سخن بگویند و شما نیز بتوانید رک و صریح خواسته خود را بیان کنید. محیط گفتگو را برای گوشه‌کنایه زدن و لجبازی ببندید و به‌جای آن، گفتگوی با صراحت و صداقت را جایگزین کنید. همیشه مدیر یک شرکت است که جو و فضای شرکت خود را می‌سازد. پس اجازه ندهید دیگران آن را برای شما درست کنند.

 

اگر خودم را کارمند خودم بدانم و همان‌گونه باشم که دوست دارم با من انگونه رفتار و برخورد شود، کارمندم نیز با اشتیاق و لذت در آن محیط، کار خواهد کرد. به کارمندان عشق بورزید و آنان را چون اعضای خانواده خود بدانید.

 

پیشنهاد ما: بر روی کاغذ بنویسید که اگر شما کارمند شرکت خود بودید، چه انتظاراتی از مدیریت کسب و کار داشتید!


 

مدیریت کسب و کار


قسمت هشتم – انواع کارمندان موردنیاز یک شغل

انسان‌ها در کنار هم، نقش مدیریتی همدیگر را کامل می‌کنند و همه تیپ‌های شخصیتی، ویژگی خاص خودشان را دارند. بعضی از افراد متفکرند و ساکت و برخی دیگر اجرایی هستند و پر شر و شور، برخی تحلیل‌گر و بعضی آمارگیر و برخی رهبر و لیدر. آدم‌ها در کنار یکدیگر و در اتحادشان می‌توانند، تیم و مجموعه کاملی را تشکیل دهند و از ویژگی‌های فردی همدیگر استفاده کنند.

 

مهم این است که از توانایی و ویژگی هر فرد به‌درستی استفاده شود و در جای مناسب خودش قرار گیرد تا آن اتحاد تشکیل شود. اگر شما روحیه رهبری مجموعه‌ای را دارید، قرار گرفتن در نقش کارمند، شما را فرسوده و بیمار خواهد کرد. چون مدام باید سرپوشی بر توانایی و روحیه خود بگذارید و در حقیقت نقابی بر چهره خود بزنید و ادعا کنید که آن‌کسی که هستید، نیستید. جای‌گیری درست افراد در نقش‌های شغلی در زندگی فردی و شخصی آن‌ها خیلی مهم است!

 

پیشنهاد ما: در مدیریت کسب و کار شرکت خود، اسامی کارمندان خود را بنویسید و توجه کنید که آن‌ها در کدام بخش شرکت می‌توانند، کارآیی بیشتری داشته باشند.


 


قسمت نهم – پیشنهادات افزایش عملکرد کارمندان

هیچ‌گاه کیفیت را فدای کمیت نکنید، اینکه افراد چه تعداد ساعت کار می‌کنند و اگر آن ساعت را پر نکردند، حق ترک محل کار خود را ندارند، نباید مهم باشد. برای کارمندان خود، دستورالعمل و پروژه تعریف کنید و بخش‌های کامل شده هر روز را از آن‌ها بخواهید و اگر آن را تمام کردند دیگر آزاد هستند، بقیه ساعت کاری خود را به‌دلخواه خودش بگذراند.

 

همچنین در تیم‌ها و کارهای گروهی، ترتیب انجام کارها و نحوه تکمیل پروژه را تعیین کنید تا کارها موازی پیش برود و کسی منتظر نتیجه عمل شخصی دیگر نماند. البته این قانون خیلی کلی است و در عمل باید در تیم تان، خودتان تصمیم بگیرید و وظایف را بخش‌بندی کنید. ساعاتی از ساعات کاری را صرف آموزش مهارت و تخصص به کارمندان کنید و آن را جزو کارشان محاسبه کنید تا دغدغه‌ای برای انجام دادن یا ندادن آن نداشته باشند و با رغبت به دنبال آن بروند.

 

ساعتی را برای انجام پروژه‌های شخصی خودشان به آن‌ها اختصاص دهید تا آزادانه به ایده و یا طرحی که در ذهن دارند، برسند و به آن‌ها برای باروری و شکوفایی کمک کنید. این هم بر کیفیت سازمان شما اثر می‌گذارد و هم بر تعامل مجموعه شما با محیط بیرون.

 

پیشنهاد ما: حتماً برای کارمندان، آموزش‌های ارتباطی و تعامل با ارباب‌رجوع و آشنایی با قوانین کاری ترتیب دهید. خصوصاً برای کارمندانی که با مشتری یا ارباب‌رجوع بیشتر سر و کار دارند. در محیط کار برای کارمندان و خودتان امکانات رفاهی و تفریحی قرار دهید تا ساعات بودن در محیط کار لذت‌بخش باشد.

 

مدیریت کسب و کار

 


قسمت دهم – دانلود رایگان چک لیست مدیریت کسب و کار

دانلود رایگان چک لیست مدیریت کسب و کار



به این سوال ما در بخش نظرات پاسخ بدهید:

بزرگترین مسئله مهم در مدیریت کسب و کار شما چیست؟


همه گام های کسب و کار

گام هفتم – راه اندازی کسب و کار

راه اندازی کسب و کار به طراحی و داشتن سایت نیست، بلکه گسترش علاقه درونی شماست. میلیون ها سایت بی نتیجه، در حال تعطیل شدن هستند. دلیل این امر فقط ریشه درونی دارد. با ما در این بخش همراه باشید، تا ساختارهای راه اندازی شغل تان را دریابید.

 

 

قسمت اول – فاکتورهای شروع کسب و کار از صفر

راه اندازی کسب و کار

 

اگر بخواهیم کسب و کارهای قدیمی را مدنظر قرار دهیم و از آن‌ها بحث کنیم، یک مورد را در همه آن‌ها می‌بینیم. اینکه همه آنان از صفر شروع شده‌اند و تنها سرمایه آن‌ها، همان عشق درونشان و سرمایه کار انسانی آن‌ها بوده است. کاری را شروع می‌کردند و در آن به کسب تجربه می‌پرداختند تا به مهارت برسند و همین مهارت را انتقال می‌دادند. بعدها شروع کار از صفر، پدیده‌ای نشدنی شد. چون قواعد و اصول و قوانین کار و تجارت وارد بازار شد و مثلاً کارها را سر و سامان داد.

 

امروزه که شما برای انجام هر کاری، به کلی مجوز و هزینه ابتدایی نیاز دارید تا بتوانید کسب و کارتان را راه بیندازید که آیا ضرر کنید یا ادامه دهید! اما بازهم می‌توان‌، همان قاعده اولیه را در هر تجارتی به کار بست یعنی کسب مهارت برای شروع کردن از صفر. یعنی اگر هیچ‌چیزی برای شروع ندارید، حداقل مهارت و تخصص خودتان را بالا ببرید و بر روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. این بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. می‌توانید در جایی مشغول به کار شوید و برای شخصی کار کنید تا تجربیات لازم برای مستقل شدن و روی پای خود بودن را به دست آورید.

 

آزمون و خطاهای لازم را در آن محیط انجام دهید و بعد از همان‌ها استفاده کنید و به کار خودتان بپردازید. البته این برای کسانی است که بخواهند مستقل شوند و کارآفرینی در نهایت انجام دهند. ولی اگر روحیه کارمندی دارید و نمی‌توانید برای خودتان کار کنید، مهارت‌های خود را افزایش دهید تا پایه شغلی و مزایای شما افزایش یابد.

 

پیشنهاد ما: میزان آزمون و خطاهای خود را در تجارت زیادتر کنید و نتایج هر عملکرد را ثبت نمایید.

 


قسمت دوم – اصول راه اندازی کسب و کار

مراحل ایجاد یک کسب و کار را در صفحه اصلی بخش پیشنهاد ویژه می‌توانید مطالعه کنید. راهنمایی گام‌به‌گام با زبانی ساده که مراحل راه‌اندازی را برای شما شرح می‌دهد. اما اینجا نیز به اختصار بیان می‌کنیم:

١. مطلع بودن و آگاه بودن از کاری که می‌خواهید انجام دهید، مهم است. قرار بود اول از همه از درون خودتان آگاه باشید. میل و علاقه خودتان را بیابید و بر اساس آن شروع کنید. همچنین از کاری که می‌خواهید انجام دهید، به‌طور کامل آگاه باشید و بدانید چه می‌خواهید. همیشه آگاه بودن از ماجرا نصف مشکلات را حل می‌کند. اینکه بدانیم می‌خواهیم کاری داشته باشیم ولی نمی‌دانیم دقیقاً چه‌کاری، این آگاه بودن نیست.
٢. کسب تجربه و مهارت: در کاری که به آن علاقه دارید، مدتی را بدون هیچ چشمداشتی به کسب تجربه بپردازید و کارآموزی کنید.
٣. برای شروع، نمونه کوچکی را پیاده‌سازی کنید و از افراد نزدیک خود به‌عنوان مخاطبین نمونه، استفاده کنید.
۴. ترس و هراس در شروع هر کاری وجود دارد. باید خودتان را آن‌ طرف ترس‌ها پرتاب کنید.
۵. مشاوران و با تجربه‌های رشته تان، کمک زیادی می‌توانند به شما بکنند. از آن‌ها غافل نشوید.
۶. دید باز و گسترده‌ای برای کسب تجارب داشته باشید و از نقد و عیوب و نقص‌ها فرار نکنید.
٧. بعد از همه این‌ها، شروع به محاسبه هزینه‌های راه‌اندازی کنید و کم‌کم سرمایه لازم را به دست آورید.

این ها مراحل ساده‌ای هستند که هر کسی می‌تواند به‌راحتی انجام دهد و اگر هم می‌خواهید کارمند یا کارگر باشید دیگر به این مرحله آخر نیازی ندارید، کارتان را شروع کنید.

پیشنهاد ما: حتماً فایل PDF نقشه راه یک کسب و کار موفق را در صفحه اصلی سایت دانلود و مطالعه نمایید.

 


قسمت سوم – نحوه هدف گذاری در کسب و کار

راه اندازی کسب و کار

 

پیش از اینکه به اهداف مالی بیندیشید و آن‌ها را برای خودتان اهداف اصلی قرار دهید، باید بدانید که جنبه مالی یک شغل برخلاف تصور عموم، جنبه اصلی آن نیست. بخش اقتصادی و مالی، یکی از جنبه‌های هر کسب و کاری است. من برخلاف افکار عمومی حرف می‌زنم و شاید این برای شما جالب باشد. اما چیزی که می دانم این است که به راهی که اکثر مردم می‌روند شک کنید زیرا راهی اشتباه است. بر اساس آیه قرآن: چون راه اکثر مردم گمراهی به بار می‌آورد (انعام ١١۶) و بر اساس علم، نتایج ٩٠% مشاغل جامعه دچار رکورد و کساد هستند.

 

اهداف یک تجارت خوب، گسترش و ارتقای آن در خدمت‌رسانی است و برای رسیدن به این هدف، اولین سرمایه خودتان هستید و نیروی کارتان. هدف باید بر پایه ارتقای شغلی، گذاشته شود نه ارتقای مالی.

• اگر ارتقای شغلی داشته باشید، آیا خود به خود بر پولی که دریافت می‌کنید، اضافه نمی‌شود؟
• اگر برای مخاطبین و مشتریان، خدمات تان جاذبه‌ای ایجاد کند، آیا بر تعداد مشتریان شما افزوده نمی‌شود و به دریافتی شما افزوده نمی‌گردد؟

اگر تکیه بر افزایش پول و حساب خود کنید، اولین چیزی که فراموش می‌کنید، خودتان است و بعد مشتریان تان. چون پول، روی پول گذاشتن هدف اصلی است و برای نیل به این مقصود هر کاری انجام می‌دهید و به قول معروف، هدف وسیله را توجیه می‌کند و این ابزار خوبی است برای گذشتن از مرزهای انسانیت و قوانین حاکم بر جهان.

 

به همین ضرب‌المثل‌های دور و بر خودتان نگاه کنید. آیا همه آن‌ها را درست می دانید و بر پایه آن کار می‌کنید؟

به هر وسیله‌ای به مقصد رسیدن، اشتباهی دیگر است که انسان‌ها مرتکب آن می‌شوند و توجیهی هم برای خود دارند. هدف داشتن در زندگی و برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف عالی است، اما چه هدفی و چه برنامه‌ای؟

اگر کسب و کاری دارید، هدفتان خدمت‌رسانی بهتر به مشتری باشد و اگر در کسب و کاری مشغول هستید، هدفتان باز هم خدمت‌رسانی بهتر و شایسته تر از قبل باشد و برای رسیدن به این هدف به چه چیزی نیاز دارید؟

• شاید نیاز دارید سطح اطلاعات تخصصی خود را افزایش دهید
• دانش تخصصی بیاموزید
• تجربه بیشتری کسب کنید
• تعامل و ارتباط بهتر را یاد بگیرید

مثلاً می‌خواهید به تعدادی بیشتر از افراد محصول تان را ارائه دهید و این هدفی است برای رشد کسب و کارتان. برنامه‌ای بنویسید تا آن را مرحله به مرحله پیش ببرید. هر روز یک گام ساده بردارید تا در انتهای ماه، گام‌های بیشماری را در جهت رسیدن به هدفتان بردارید، بدون اینکه به شما سخت بگذرد یا فشاری را تحمل کنید.

 

پیشنهاد ما: حتماً بر روی برنامه‌ای که می‌نویسید، تعهد داشته باشید. اگر قرار است برای انجام هدفتان، امروز سه هدف کوچک را انجام بدهید، تا آخر شب آن را تیک بزنید و به فردا واگذار نکنید.


 


قسمت چهارم – مشخصه کسب و کار هوشمند

راه اندازی کسب و کار

 

مشخصه یک کار هوشمند این است که با هر جوی و با وزیدن هر بادی، به هم نریزد. محکم و استوار ساخته شده باشد، پیش‌بینی‌های لازم برای هر اتفاقی صورت گرفته شده باشد. مثلاً برای رفتن یک کارمند، کارها روی زمین نماند یا با تغییرات شرایط بازار به ورشکستگی نرسد. کسب و کاری هوشمند است که با علوم روز خود به پیش آید و از تغییرات آن آگاه باشد و بتواند در هر موقعیتی واکنش مناسب را نشان دهد.

 

امروزه شاهد تعطیلی بسیاری از مشاغل بوده‌ایم و هر روز که از محله خود رد می‌شوید، مغازه‌ای تازه‌ای را می‌بینید که هفته پیش نبوده است و مغازه‌ای که یک ماه پیش تازه راه‌اندازی شده بود، تعطیل است. این‌ها همان جو متلاطم است که کسب و کارهای بر پایه نادرست دارند و در حقیقت هوشمندانه عمل نکرده‌اند. هوشمندی اطلاع از قیمت روز طلا و ارز و سکه نیست، هوشمندی دنبال کردن اخبار هر روزه نیست، هوشمندی این است که بدون دانستن همه این‌ها شغل تان را برپا کنید و آن را ادامه دهید و بر آن بیفزایید.

 

پیشنهاد ما: به هیچ عنوان به اخبار اقتصادی جوامع شکست خورده گوش فرا ندهید.

 


قسمت پنجم – طراحی فضای کسب و کار

راه اندازی کسب و کار

فضایی سالم و امن، لازمه هر کسب و کاری است، اینکه کارمندتان، در فضا و جوی که ساخته‌اید کاملاً با اطمینان و امنیت خاطر کار کند، دغدغه‌ای نداشته باشد و از زور فشار شما، تن به کاری نداده باشد. اگر خودتان می‌خواستید در جایی به‌عنوان کارمند کار کنید، چه فضایی را برای کار کردن هر روزه می‌پسندیدید؟ دوست داشتید با شما چه رفتاری شود یا چه امکاناتی برای شما فراهم شود؟

 

همان کارها را خودتان برای کارمندان تان انجام دهید. این آرامش خاطر و فضای آرام، باید اول برای خودتان درست شده باشد. هیچ‌گاه کاری نکنید که خواب تان آشفته شود. از تصمیماتی که در درون تان حس می‌کنید درست نیست، بپرهیزید. از اقدامات جسورانه، آن‌هم زمانی که هنوز پایه‌های محکمی ندارید، بپرهیزید. بلندپروازی و ریسک‌های زیاده از حد، منجر به آشفته شدن روح و روان شما می‌شود و قطعاً این در فضای کاری شما اثرگذار است.

بی‌برنامه عمل نکنید، برای هر ماه، هر هفته و هر روز برنامه‌های از پیش تعیین‌شده‌ای داشته باشید و آن را اجرا کنید و به آن پایبند باشید. بی‌برنامه بودن خودش عامل خیلی از بی نظمی‌هاست. وظایف شغلی تعریف کنید و سطح انتظار خود را برای دیگران که برای شما کار می‌کند و انتظارتان از خودتان ، تعریف کنید. برنامه.، نظم، هدف، پایبندی و تعهد، بازنگری طرح و هدف همه باعث می‌شوند بتوانید فضای آرامی را در کسب و کار خود به وجود آورید.

 

پیشنهاد ما: هدفمند باشید و اهداف کوچک را تیک بزنید تا به اهداف اصلی خود برسید.

 


قسمت ششم – واگذاری کارها به سایر متخصصین

راه اندازی کسب و کار

 

هیچ انسانی نمی‌تواند یک تنه همه کارها را انجام دهد. مثلاً هم رئیس باشد، هم نویسنده، هم گرافیست، هم طراح، هم بهینه‌ساز، هم در امور تبلیغات و هم در امور مالی، خسته‌کننده و طاقت فرساست. این یک نگرش جهانی است که البته اشتباه است که اگر می‌خواهی کاری درست انجام شود، خودت انجامش بده و خودت را نابود کن.

مگر یک انسان در یک روز چقدر توان و زمان دارد که همه کار را باهم انجام دهد؟
تشکیل تیمی قدرتمند و صمیمی و تقسیم‌ کارها، حلال خیلی از مشکلات است. بهتر است کسانی را وارد تیم تان کنید که هماهنگ با روحیه شما باشند یا وارد تیمی شوید که اهداف و رسالت شان با شما و علایق و ذهن تان‌ هم‌خوانی داشته باشد. چون این موارد در درازمدت خیلی مهم هستند و اختلاف‌ها خودشان را در طول زمان نشان می‌دهند و خستگی و فرسودگی به همراه دارند.

 

پیشنهاد ما: برای واگذاری برخی از کارها، افراد متخصصی را بیابید تا در زمان مناسب از آن ها بهره ببرید.

 



سوال ما از شما این است که برای راه اندازی کسب و کار خود به چه عوامل و امکاناتی نیاز دارید؟

 


همه گام های کسب و کار

گام ششم – تخصص در کسب و کار [برنامه متخصص شدن در شغل دلخواه]

کسب تخصص یعنی حرکت در مسیر شغل دلخواهتان. برای تبدیل شدن به یک متخصص حرفه ای در زمینه کسب و کارتان، نیاز است راهنمای برنامه دستورالعمل آن را مطالعه و سریعاً اجرایی کنید. بنابراین با ما در این صفحه همراه شوید تا ارتقای خودتان را نظاره گر باشید.

 

 

قسمت اول – تعریف تخصص در تجارت

در گام‌های قبلی گفتیم که اگر قرار است بر کسب و کاری سرمایه‌گذاری کنید و آن را برای پایه‌گذاری تجارت تان در نظر دارید، باید از آن، تخصص یا مهارتی کسب کنید. زیرا لازمه انجامش، کار بلد بودن آن کار است. دو شکل از این مهارت را تعریف کردیم.

 

١.شما بر اساس رشته دلخواهتان تحصیل کرده‌اید و کارتان را نیز بر پایه همان جلو می‌برید.
٢.اصلاً رشته و علاقه شما بر هم منطبق نبوده است که باید مهارت شغل مورد نظرتان را در مدتی به دست آورید و در آن حرفه کارآموزی کنید و مطالعات مربوط به آن حرفه را پیش ببرید تا اندازه کسی که سواد آن کار را دارد، ماهر باشید.

 

البته بازهم می گویم که تجربه داشتن در کاری بسیار برتر از درس خواندن آکادمیک در آن رشته است، این موضوعی است که خودتان هم به آن رسیده‌اید و مدرک‌گرایی را می‌شناسید. تخصص و تجربه شما، در همین روش‌ها به دست می‌آید که قطعاً به صورت عملی کار کردن بسیار بهتر از مطالعه بی نتیجه داشتن است. با مطالعه، شما فقط انباری از چیزهای به درد نخور هستید که معلوم نیست کی و کجا از این انبار استفاده خواهید کرد. این اشتباهی بود که خود من، مدام مرتکب می‌شدم و مدام کتاب‌ها و دوره‌های مختلف را می‌خریدم و آموزش می‌دیدم ولی نمی‌دانم دقیقاً هر کدام کجا به درد من خورده است.

 

آن تجاربی که در طی سالیان کسب کرده‌ام، بسیار با ارزش‌تر از همه دانشی بود که بیهوده زمان و پول برای آن دور ریخته ام. تخصص به معنی انباشتن ده‌ها یا صدها دانش در مغزتان نیست، تخصص یعنی آن کاری که از همه بیشتر در آن مهارتِ انجام داشته و به آن علاقه وافری دارید. تخصص یعنی آنچه در انجام آن معطل نمی‌شوید و با خودتان مدام برای انجامش کلنجار نمی‌روید و لازمه انجام کاری که می‌خواهید با آن کسبی را راه‌اندازی کنید، همین تخصص است و شما باید در آن متخصص باشید.

 

پیشنهاد ما: شما چه کاری را بهتر از همه انسان ها با سرعت بالا انجام می دهید؟

 

تخصص


قسمت دوم – ارزیابی میزان تخصص خود

اول از همه میزان علاقه خود را نسبت به هر چیزی که در ذهن دارید یا راجع به آن طرحی نوشته‌اید یا قصد انجام آن را دارید، ارزیابی کنید. اگر از میزان عشق و علاقه خودتان مطمئن شدید، مهارت و تخصص خودش در ادامه می‌آید. می‌خواهم نکته‌ای را بگویم که اگر همه‌چیز بر پایه قوانینی که از اول گفتیم باشد، همه‌چیز در ادامه اتوماتیک، بدون اینکه متوجه شوید که چگونه زمینه آن فراهم شده است، اتفاق خواهد افتاد. شاید در زندگی خود این تجربه را داشته‌اید.

 

چون نیروی بیکران و قدرتمند عشق، جهان را به حرکت در آورده است. پس وقتی با حرکت شما در یک جهت باشد، شما هم جزو همین جریان به پیش می‌روید. مثالی را از یکی از نویسندگان برایتان می گویم، برخلاف جریان طبیعت و قانون جهان بودن، همانند این است که در رودخانه‌ای خروشان در جهت عکس جریان به‌شدت در حال پارو زدن هستید تا ذره‌ای به جلو بروید.

 

شبیه این است که کسی پله‌های پله‌برقی را برعکس طی کند تا به طبقه بالا برسد. تلاش بی‌اندازه و خسته‌کننده‌ای باید انجام دهد و در آخر هم نتیجه مشخص است. شما همچنان پارو می‌زنید و از خودتان انرژی و توان زیادی هدر می‌دهید و نتیجه‌ای هم ندارید. درحالی‌که اگر با جریان درون تان، همراه باشید مانند این است که پاروها را بالا گرفته‌اید و قایق با جریان آب می‌رود و شما فقط شاهد منظره‌ای دلنواز هستید و گاهی برای اینکه قایق در جهت مستقیم بماند، آن را با چند پارو زدن ساده، هدایت می‌کنید.

 

پیشنهاد ما: همیشه میزان شما، عشق و علاقه تان به آن فن، حرفه و کار در درون شماست. چون وقتی علاقه‌مند باشید خودبه‌خود مهارتش را کسب می‌کنید و تمام مدت با آن ‌وقت تان را می‌گذرانید.

 

تخصص


قسمت سوم – تاثیر کسبِ دانش بر تخصص تان

کسب دانش مربوط به تخصص تان، خیلی خوب است. اینکه هر هفته و هر ماه اطلاعات جدیدی از آن به دست آورید و از زمینه‌های جدید کاری تان مطلع شوید. نوآوری‌ها و تکنولوژی‌های به‌روز حرفه خود را بدانید و اگر توانستید از آن استفاده کنید. اما مطالعه و تحقیق از چیزهای جانبی که ممکن است روزی به نام مبادا به دردتان بخورد را کنار بگذارید و مهم‌تر اینکه باید متمرکز، عمل کنید. فقط و فقط تمرکزتان بر روی شغل موردعلاقه یا رشته دلخواهتان باشد.

 

حتی پیشنهاد من به نوجوانانی که در سنین پیش از دانشگاه هستند و دانشجویان عزیز، این است که هنوز که درگیر شغلی نشدید و در حال تحصیل هستید به اندازه‌ای که وقت تان اجازه می‌دهد، راجع به حرفه موردعلاقه تان، مطالعاتی داشته باشید و تا زمانی که شروع به انجام آن کار می‌کنید، سال‌ها مطالعه و کسب دانش تخصصی داشته‌اید، که بسیار هم عالی است.

 

تأثیر متمرکز بودن را در طول کارتان می‌توانید، مشاهده کنید. از نتایج بی‌شماری که به دست می آورید، از سهولتی که انجام در کارتان تجربه می‌کنید و لذت خدمت شایسته به دیگران را با تمام وجودتان درک می‌کنید، این همان تأثیر تخصص در زمینه کاری شماست.

 

پیشنهاد ما: در مدت یک روز، شما باید ٢۴ ساعت را با تخصص خود در لحظه، زندگی کنید.

 

تخصص


قسمت چهارم – روش های کسب تخصص شغلی

کسب تجربه، اولین گام است. هر چه می‌توانید، تجربه بیاندوزید و کوله‌بارتان را پُر از تجارب مختلف در زمینه کارتان کنید و تجربه‌ها در کنار هم تخصص شما را می‌سازد. ممکن است هر تجربه‌ای داشته باشید که از نظر شما در دسته خوب و بد یا شکست و پیروزی تقسیم‌بندی می‌شود و از نظر من در دو دسته درس آموختن و پیروزی تقسیم‌بندی می‌شود.

 

اینکه می گویند شکست پل پیروزی است، شاید جمله کلیشه‌ای و تکراری برای شما باشد. درست‌تر این است که بگوییم، درس‌هایی که آموخته‌اید پُل پیروزی شماست. به‌جای واژه شکست، ضرر، ورشکست، تصمیم اشتباه و غیره بگوییم، آموختن، درس گرفتن و کسب تجربه. نکته مهم این است که شما درسی بیاموزید وگرنه که مدام در حال تکرار هستید. اگر به دید شکست به آن بنگرید و مدام شغل عوض می‌کنید، ولی مدام همان تجربه برایتان تکرار می‌شود. زیرا نمی‌دانید که جریان این تکرار چیست، ولی اکنون دیگر این را می دانید.

 

پیشنهاد ما: بیایید پنجره نگاه تان را به نتیجه ای نافرجام یک عملکرد را، شکست نام گذاری نکنیم.

 

تخصص


قسمت پنجم – آیا نیاز است که بر میزان تخصصم بیفزایم؟

بله، قطعاً، این را توصیه می‌کنیم و از شما می‌خواهیم بر روی آن متمرکز شوید و ادامه دهید و از حرکت باز نایستید. این حرکت است که شما را در جریانِ حرکتی بزرگ‌تر، هدایت می‌کند و کسب تخصص، تجربه و دانش یکی از همین حرکت‌هایی است که همیشه باید داشته باشد. دنیای نامحدودِ آفریده شده، برای هیچ‌چیزی پایانی در نظر نگرفته است و تا به ابد جریان دارد و پیش می‌رود. شما چه؟ آیا پایانی برای آن در نظر می‌گیرید؟ چون خود را محدود می‌کنید و در محدودیت دور می‌زنید.

 

مساحتی جبری را دور می‌زنید که از ابتدا به شما آموخته‌شده است. اگر آن را رها کنید، اگر محدودیت‌ها و ترس‌های تحمیلی را رها کنید، آن‌وقت بی‌مرزی و بی‌نهایت بودن را درک می‌کنید. تا ابد این جریان ادامه دارد. پس شما هم تا به ابد ادامه دهید و عمیق شوید و به دانش و تخصص تان عمق دهید. بگذارید شما، آن تنها نفری باشید که در انتهای چاه منتظر دیدار کسانی است که به تخصصش نیاز دارند.

 

پیشنهاد ما: از اینکه مدام گسترده‌تر و بیشتر بدانید و رشد کنید، نترسید. وسعت بی‌انتهای عالم در انتظار کسانی است که آن را فتح می‌کنند.

 

تخصص


قسمت ششم – ارتباط تخصص با رشد کسب و کار

این دو باهم رابطه مستقیم دارند، شما چگونه می‌اندیشید؟ اگر به میزان دانش و مهارتم نیفزایم، آیا دچار سکون و رکود نمی‌شوم؟ آیا در همین جای فعلی درجا نمی‌زنم؟ نتیجه امسال همانی است که من سال پیش‌گرفته‌ام و چرا باید نتیجه متفاوت باشد؟ درحالی‌که خودم رشد و ارتقایی نداشته‌ام؟ تازه ممکن است بدتر از این هم شود. چون دچار سکون شده‌اید و نتایج ممکن است حتی نتایج قبلی هم نباشد و دچار اُفت شوید.

 

دانستن اینکه دیگر نیازی به آموختن ندارید، غروری بی جا و کاذب است. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که تا انتهای مطلبی را رفته است زیرا جهان بر پایه بی‌نهایت ساخته شده است. هر چه که جلوتر بروید، چیزی هم برای آموختن وجود دارد و می‌تواند بر دانش تخصصی شما بیفزاید. خود را در ابتدا همانند یک کارآموز در نظر بگیرید، هرچندکه رئیس و مدیرعامل حرفه تان باشید، مدام بر دانش ضروری و تخصصی بیفزایید و پله‌پله خودتان را ارتقاء دهید. استاد فن بودن در هر رشته‌ای، سال‌ها تجربه‌اندوزی در پشت‌صحنه دارد که شاید کسی گذر زمان را نبیند ولی مهارت شما را قطعاً می‌بیند و همان را نیاز دارد.

 

متخصص حرفه‌ای بودن، لازمه‌اش کسب تجربه و اندوختن دانش، در آن حرفه و کار است که صبر و حوصله و تلاش و انگیزه شما را می‌طلبد. قطعاً هیچ استادکاری بعد از دو سال، استاد نشده است و هیچ کوزه‌گری، فوت کوزه‌گری‌اش را در طی چند روز به دست نیاورده است. اگر توانستید عیب‌ها و نقص‌های کارتان را سریع و بدون معطلی رفع کنید و در کارتان منتظر حضور کسی دیگر نبودید، آن زمان می‌توانید بگویید در آن زمینه ماهر و استاد هستید و متخصص حرفه‌ای شده اید. البته که امروزه به برکت وجود موتور جستجوی گوگل، همه استاد هستند و جواب سؤالات در دو ثانیه با هزاران نتیجه مشخص است. اما واقعاً منظور این نیست، منظور تسلط همه‌جانبه شما بر تمام زوایای کاری و حرفه‌ای که در حال انجام آن هستید، می‌باشد.

 

پیشنهاد ما: اگر در انجام یک کار نامبر وان جهان باشید، فقط شما می توانید بر روی آن تخصص تان ارزش گذاری کنید.

 

تخصص


قسمت هفتم – تمرکز بر یک تخصص ویژه یا چندین تخصص؟

خودتان به آن بیندیشید و پاسخ بگویید. اگر هم‌زمان در حال انجام دو شغل یا سه شغل هستید، می‌توانید بهترین پاسخ را بدهید و برایمان بنویسید. واضح است که همیشه تمرکز بر روی یک هدف خاص، باعث رشد و ارتقاء در آن رشته می‌شود. مثل این است که هم بسکتبال بازی کنیم، هم فوتبال، هم والیبال. در کدام یک مهارت داریم؟

 

در همه آن‌ها شاید خوب باشیم ولی حرفه‌ای نیستیم. تحصیل و کسب دانش در یک رشته، در تمام مدت بر تخصص شما می‌افزاید یا اینکه یک‌سوم وقت تان را به آن اختصاص بدهید و بقیه وقت را به دو رشته دیگر؟ پاسخ مشخص است. اگر نمی‌توانید تصمیم بگیرید که چه رشته‌ای یا چه کاری را انتخاب کنید و بر روی آن متمرکز شوید، این حکایتی دیگر است و به مقاله‌های قبلی سری بزنید و مراحل انتخاب را مطالعه کنید.

 

پیشنهاد ما: فقط یک تخصص که هیچگاه شما را خسته و کسل نمی کند، انتخاب کنید.

 

تخصص


قسمت هشتم – نحوه به وجود آوردن یک تخصص در استارت آپ

استارت آپ ها همیشه بر روی ایده‌ای جدید، سوار هستند و چون نوآوری و جدیدبودن شان بیشتر مدنظر است. بهتر است تخصص خودتان را با ایده خلاقانه‌ای که به ذهن تان رسیده است همسو و هم‌جهت کنید و اگر در یک جهت نیستند، تضمینی هم برای پایداری و موفق شدن در آن نیست. از بیشمار ایده‌ای که به ذهن تان می‌رسد، آن چیزی را انتخاب کنید که در درون تان با آن ارتباط برقرار می‌کنید و راجع به آن دانش تخصصی دارید.

 

مثلاً اگر برنامه‌نویس هستید، ایده خلاقانه لوله‌کشی ساختمان به درد شما نمی‌خورد تا از آن استارت آپ بسازید، مطمئن باشید که در وسط راه، آن را رها خواهید کرد.
شاید بتوانید دانش خود را ترکیب کنید و از ایده‌ای که دارید، بر پایه دانش تخصصی خود، در دو زمینه استفاده کنید. مثلاً تصفیه مکانیزه آب در یک خانه مسکونی بر پایه هوش مصنوعی، ولی باید هم از آب و تصفیه آن سر رشته داشته باشید و هم از هوش مصنوعی و برنامه‌نویسی.

 

البته بیشتر اوقات استارت آپ ها بر پایه گروه شکل می‌گیرد که می‌توانید از چندین متخصص در کنار هم بهره‌برداری کنید ولی یادتان باشد شما آن دانشمند همه‌چیزدان یا پروفسور بالتازار کارتون‌ها نیستید و نباید باشید.

 

تخصص


قسمت نهم – روش تبدیل شدن به متخصص حرفه ای

در دانش‌ها و کتاب‌ها آمده است که در طی پنج سال نامبر وان می شوید، ولی اگر من هیچ‌چیز را راجع به شغلی نمی‌دانم، می‌توانم در طی ۵ سال حرفه‌ای شوم؟ شما چه فکر می‌کنید؟ می‌خواهم بگویم مداومت در کاری و تخصصی از من، یک نامبر وان می‌سازد، نه تعداد سال ها و نه تعداد روزها و نه به تعداد کتاب‌های خوانده‌شده.

 

از فاکتور زمان و گذشت آن و شمردن سال‌ها، دوری کنید. تجارت تان بر پایه شما درست می‌شود. شما ابتدا تجارت را بر روی خودتان پایه‌گذاری می‌کنید و همان متخصص نامبر وانی هستید که باید باشید. اگر که شغل تان را درست پایه‌ریزی کرده و تخصص تان را درست انتخاب کرده باشید و برای آن کسب تجربه و دانش ضروری انجام داده باشید، پس رشد کسب و کارتان را شاهد خواهید بود.

 

حالا سوالی از شما دارم که وقتی کلیه دانش، تحصیلات، کتاب، سایت، مقاله، دستورالعمل، دوره های آموزشی و تمام اطلاعات موجود در دنیا را مطالعه و تجربه اندوزی کرده باشید، دیگر چه کاری در راستای شغل دلخواهتان انجام می دهید؟

 


قسمت دهم – برنامه دستورالعمل متخصص شدن

دانلود رایگان دستورالعمل متخصص شدن



 سوال ما از شما این است که تخصص هایی وجود دارند که هم اکنون بر آن مسلط نیستید؟


همه گام های کسب و کار

گام پنجم – ایده های کسب و کار [راهنمای ایده یابی تجارت – آپدیت ۲۰۱۹]

یافتن ایده های خارق العاده و شگفت انگیز می تواند بر کسب درآمد شما تاثیر بگذارد. حتماً راهنمای ایده یابی را دانلود کنید و سریعاً وارد چرخه جدید شوید. اینگونه می توانید حرکت خودتان را در ایده پردازی شروع کنید. پس با ما همراه شوید تا بتوانید نتایج عملی را دریافت کنید.

 

 

قسمت اول – تعریف ایده کسب و کار

هر اتفاق و فکر جدیدی را در مورد نوشتن طرح و یا کاری که در حال انجام دادنش هستیم را ایده می‌گوییم. همه به دنبال ایده‌های جدیدی هستند تا بر پایه آن، کسب و کار جدید خود را بسازند و حتماً تأکید دارند که ایده تاکنون اجرا نشده باشد یا پدیده‌ای بدیع و اختراعی نو باشد و از آن پول‌سازی کنند. اما ایده آن چیزی است که به ذهن شما می‌رسد تا کار و طرح تان را جذاب‌تر کنید و چیزی بر آن بیفزایید. حتماً لازم نیست پدیده‌ای خلق شود یا اختراعی صورت گیرد. این نگرش را از خودتان دور کنید که اگر ایده‌ای نداشتید، پس کسب و کاری هم ندارید یا نمی‌توانید آن را بنا کنید، چون در این مقاله راجع به این مفهوم بیشتر خواهید دانست.

 

به هر کار و هر شغلی که فکر می‌کنید و در ذهن تان است، به این فکر کنید که:

چه چیزی را می‌توانید به آن بیفزایید؟
چه خدمتی را می‌توانید به آن اضافه کنید؟
چگونه مشتری را از محصول و خدمات تان شگفت‌زده کنید؟

مثلاً شما می‌خواهید برای فروش لبنیات، دست به کار شوید. چه ایده جدیدی دارید که در صنعت لبنیات، تاکنون پیاده‌سازی نشده است؟ یا می‌توانید این‌گونه فکر کنید که چه چیزی را اگر در کنار فروش لبنیات قرار دهم، موفق‌تر هستم و کاری جدید و اضافه‌تر انجام داده‌ام. به این گونه دیدن، در دروس دانشگاهی « مزیت رقابتی» می گویند. پس ایده، لزوماً آن چیزی نیست که تاکنون نبوده و تاکنون کسی با آن کار نکرده است. ایده پیدا کردن شیوه‌های جدید و نوین است که شما چیزی را به آن افزوده‌اید و شاید پیش‌تر از این هم وجود داشته و افرادی از آن استفاده کرده‌اند، اما شما آن را به‌گونه‌ای دیگر به کار گرفته‌اید.

 

پیشنهاد ما: اگر برای تجارت تان به دنبال ایده های کسب و کار می‌گردید که متفاوت‌تر از رقبا و همکاران تان ظاهر شوید، می‌توانید تخصص خودتان را با چیزهای دیگری که می دانید یا از آن آگاه هستید، ترکیب کنید تا راه و روشی نو یا خدمتی مضاعف را عرضه کنید.

 

ایده های کسب و کار


قسمت دوم – خلاقیت در کسب و کار

چگونه خلاقیت را بر تجارتم اجرا کنم؟
خلاقیت یا خلق کردن پدیده‌های جدید یا اتفاقات خاص و نو را امروزه همه در راه‌اندازی یا ارتقاء کسب و کار، دنبال می‌کنند. ولی تنها خلاقیت نیست که باعث درآمد و رشد شغل شماست یا تنها داشتن ایده‌های جدید نیست که بر مشتری شما می‌افزاید.

اینکه در کسب و کاری یا در کار و حرفه‌ای، مدام شیوه‌های جدید بر اساس ظرفیت جامعه اضافه شود و مشتریان و مخاطبان بتوانند با آسانی از آن استفاده کنند، اتفاق خوشایند و خوبی است. اما اینکه در همان ابتدای شروع نوشتن طرح یا برپا کردن فکر راه‌اندازی در ذهن مان، به دنبال این‌گونه موارد باشیم، فقط کار را سخت‌تر می‌کنیم. شاید شما در ذهن تان جرقه‌ای خورده و ایده خوبی پیدا کردید، تا کارتان را بر اساس آن پیش ببرید، که خیلی هم خوب است و باید آن را امکان‌سنجی کنید و نتایج منطقی از آن به دست آورید. ولی اگر ایده‌ای به ذهن مان نرسید یا خلاقیتی نداشتیم، نباید به نوشتن طرح روی بیاوریم یا به راه‌اندازی کاری فکر کنیم؟

 

البته نوآوری‌های جامعه، بر پایه خلاقیت و نو اندیشیدن است. اختراعات و اکتشافات از همین مورد سرچشمه می‌گیرد ولی قرار نیست که هر کسی که ایده جدید داشت، کاری را راه بیندازد یا بگوییم راه‌اندازی یک کار جدید، بر پایه خلاقیت است. خیر، این تفکر درستی نیست! ما می‌توانیم آنچه را که در ذهن داریم را بر روی کاغذ بیاوریم و تمام حالات موردنظر خودمان را یادداشت کنیم و بعد از اینکه طرح اولیه نوشته شد، حال بیاییم به آن شاخ و برگ دهیم و ایده یا خلاقیتی به آن اضافه کنیم.

به راه‌های جدید خدمت‌رسانی یا تولید کالا یا نحوه عرضه آن، فکر کنیم و تمام افکاری را که به نظرمان می‌رسد را بنویسیم. قطعاً از بین ده‌ها طرح و افکاری که به ذهن مان خطور می‌کنند، طرح و ایده‌ای جذاب و خلاقی وجود دارد. شاید شما هم‌اکنون در حال انجام تجارتی هستید و می‌خواهید آن را گسترش یا ارتقاء دهید، چگونه ایده مناسب و خلاقیت را به آن اضافه می‌کنید؟

 

داشتن خلاقیت و ایده جذاب، برای هر کاری خیلی خوب است ولی لازمه راه‌اندازی یا گسترش آن نیست. به نظر من، خلاقیت می‌تواند همان چیزی باشد که شما در مورد عیوب کاری رقبای تان کشف کردید و راه و مسیر خودتان را آن‌گونه پیاده‌سازی می‌کنید که از آن‌ها اجتناب کنید. در واقع شما با این کار، کمی و کاستی در مورد همکاران خود کشف کرده اید، آن ها را در کار خود برطرف کردید و علاوه بر همه این‌ها، کاری اضافه‌تر و خدمتی بهتر برای مشتری انجام می‌دهید که دیگران آن را انجام نمی‌دهند. در حقیقت خلاقیت شما، انجام همان کاری است که قبلاً هم بوده ولی شما به شیوه‌ای دیگر و روشی بهتر آن را می‌خواهید انجام دهید.

 

پیشنهاد ما: اکنون مشغول به هر کاری که هستید، از جلد خود بیرون بیایید و ببینید مردم چه چیزهایی در مورد این کار می پسندند.

 

ایده های کسب و کار


قسمت سوم – نقش ایده برای راه‌اندازی شغل دلخواه

داشتن ایده های کسب و کار، برای راه‌اندازی شغل دلخواه تان شاید واجب نباشد اما مهم است. نمی‌گویم که اصلاً به دنبال پیدا کردن ایده جذاب نباشید. اگر ایده‌ای در ذهن دارید، حتماً به امکان انجام آن فکر کنید و خوب و بد آن را بسنجید و در محاسبات خودتان، آن‌ها را قرار دهید. اگر هم ایده‌ای فعلاً ندارید مهم نیست، شما شروع کنید به نوشتن در مورد طرح تان یا نوشتن در مورد اینکه چگونه می‌خواهید کارتان را ارتقاء دهید و کم‌کم به آن اضافه کنید.

اگر قرار است همان کاری که پدر و پدربزرگ شما در مغازه و حرفه خود انجام می‌دادند، شما هم انجام دهید پس چه فرقی بین نسل شما و نسل قبلی شماست؟ شما هم همان نتیجه‌ای را می‌گیرید که آنان گرفته‌اند. شاید بنای کارتان، همان کار پدری شما باشد ولی می‌توانید آن را خیلی پیشرفته‌تر و گسترده‌تر انجام دهید.

 

پیشنهاد ما: به این فکر کنید گه چگونه ایده درون ذهن تان را گسترش دهید و هر چه که به ذهن تان می‌رسد، همان ایده‌هایی است که باید نوشته شود.

 


قسمت چهارم – فاکتورهای بهترین ایده های کسب و کار

• بهترین ایده های کسب و کار چه فاکتورهایی دارند؟
• چگونه بهترین ایده کسب و کار خود را به دست آوردیم؟
• فرآیند ایجاد ایده های کسب و کار خوب برای شغل تان چیستند؟

معمولاً ایده‌ها خودشان به ذهن تان می‌رسند و برای یافتن ایده تلاشی زیادی نمی‌خواهید. اما اگر ایده موردنظرتان، همانی نیست که به مغزتان خطور کرده است، می‌توانید چند کسب و کار مشابه خودتان را بررسی کرده و از نوآوری‌های آنان یادداشتی تهیه کنید. رقبایتان را مورد نقد قرار دهید و عیب و نقص کار آنان را در هر موردی یادداشت کنید.

همین‌طور مزیت کاری آنان را نیز بنویسید و از آن نکات فهرستی را تهیه نمایید. یا چند جستجو در زمینه کارتان در سایت‌های خارجی انجام دهید و نحوه انجام کارشان را بررسی کنید. از خودتان چند سؤال خوب بپرسید، همیشه سؤالات خوب، ما را به جاهای خوب هدایت می‌کنند. مجموع همه این‌ها را در کنار هم قرار دهید و آن ایده های کسب و کار موردنیاز را از همین نکات و یادداشت‌ها بیرون بکشید.

 

پیشنهاد ما: هر چه می توانید در زمینه صنعت شغلی تان تحلیل و بررسی انجام دهید، ضعف های صنعت را بیابید و برای حل آن مشکلات و ضعف ها، ایده هایی بدهید و آن ها را مکتوب کنید.

 

ایده های کسب و کار


قسمت پنجم – نحوه ایجاد ایده‌های کسب و کار جدید

ایده خلاقانه داشتن و بر پایه آن عمل کردن، قدرت ریسک بالایی نیاز دارد. زیرا شما کاری را می‌خواهید انجام دهید که جدید است و شاید شما اولین نفر در این زمینه باشید. سعی کنید موارد مشابه و نزدیک کار خودتان را بررسی کنید و اعداد و ارقامی را از درآمد و هزینه‌های آنان یادداشت کنید، چون بعداً این اعداد برای محاسبه پیش‌بینی‌های مالی خودتان سودمند است.

 

در طول عمر، هر کسی هزاران ایده به فکر و ذهنش می‌رسد که اگر بخواهیم آن‌ها را انجام دهیم به عمرمان قد نمی‌دهد. آن ایده‌ای را پیاده‌سازی کنید که می‌توانید با آن ارتباط برقرار کنید و مورد علاقه شماست. یعنی همان قانون اول جهان، حرکت بر پایه عشق و علاقه! اما ایده خلاقانه کدام است و کدام‌یک را انتخاب کنم؟ همیشه پیشنهاد مربیان استارت آپ ها، این است که همه ایده های کسب و کار که به ذهن تان می‌رسد را یادداشت کنید. می‌توانید از مجموع همه این ایده‌ها چند تا را باهم ترکیب کنید تا ایده‌ای خلاقانه را شکل دهید.

 

چیزی که پیش از این نبوده است و شما می‌خواهید آن را انجام دهید و به آن شکل دهید، که در این کار هم به تخصص نیاز دارید، هم دانش انجام کار و هم جسارت و شجاعتی برای شروع و البته ادامه دادن تا رسیدن به نتیجه نهایی کار. البته ایده خلاقانه، می‌تواند عوض کردن روش انجام کاری باشد که قبلاً هم انجام می‌شده، که پیدا کردن این روش و کارکرد می‌تواند همان ایده خلاقانه ما باشد. مثلاً همه عکس گرفتن و عکس دیدن با همدیگر را دوست دارند. ایده خلاقانه دیدن عکس‌ها و به اشتراک گذاشتن عکس‌ها با دوست و فامیل، منجر به تولید اینستاگرام شد. روشی جدید برای دیدن عکس‌های خود و دوستان تان که همیشه و هر روز در حال مشاهده آن بودید.

 

پیشنهاد ما: ایده ای که بسیار به علاقه شما نزدیک تر است را در درون تان بیابید.

 

ایده های کسب و کار


قسمت ششم – ایجاد مزیت رقابتی

گفتیم که اگر قرار باشد که شما هم مانند همکار یا رقیبان خود رفتار کنید و همان کار را انجام دهید، پس چه تفاوتی بین شما و دیگرانی که همین کار را انجام می‌دهند، وجود دارد؟ شاید بهتر است اصلاً این کار را انجام ندهید، زیرا دقیقاً در حال راه‌اندازی یک کپی هستید. تفاوت‌ها، رقابت ایجاد می‌کند و هر چه تفاوت بهتر و حرفه‌ای‌تر باشد، رقابت بیشتر و پُرانگیزه‌تر می‌شود. داشتن و ایجاد کردن تفاوت‌ها، همان مزیت رقابتی است که در هر کاری لازم و ضروری است و باید برای کار خودمان، آن را مدنظر داشته باشیم.

 

• چه تفاوتی با رقیب تان دارید؟!!!
• چه چیزی باعث می‌شود، مشتریان و کاربران به جای رفتن نزد رقیب تان، به سمت شما بیایند؟
• چه چیز باعث می‌شود، افراد از فروشندگان و فروشگاه‌های قبلی جدا شده و به سمت شما روانه شوند؟
• چه چیزی باعث می‌شود مخاطبین شما به هیجان بیایند؟
• چه خدمات و سرویس‌هایی را ارائه می‌کنید که رقیبان شما انجام نمی‌دهند؟
• چه چیزی اضافه‌تر از همکار و رقیب خود دارید؟
• چه چیزی به مشتری خود می‌افزایید؟

به این سؤالات فکر کنید، جواب این‌ها می‌تواند برای شما مزیت‌های رقابتی بیشماری درست کند. برای ما بنویسید شما چه مزیت رقابتی در حرفه خود دارید؟

 

پیشنهاد ما: هر کاری که اکنون انجام می دهید را با سایر تجارت های موجود مقایسه کنید، ببینید تفاوت کار شما نسبت به سایر مشاغل هم صنف تان چیست؟

 


قسمت هفتم – فرصت‌های شغلی

هر ایده‌ و خلاقیتی، می‌تواند زمینه‌ساز فرصتی برای شما باشد. فرصت‌ها همیشه هستند و در کنار ما و با ما راه می‌آیند اما آن زمان که به آن‌ها توجه کنیم، می‌توانیم از دل آن‌ها موفقیت‌های پایدار بیرون بیاوریم. به ایده‌ها و ایده‌های خلاقانه‌ای که به ذهن تان می‌رسد، توجه کنید. شاید یکی از همین ایده‌ها، فرصت تجارتی برای شماست و پایه یک تجارت نوین و پُرسود را برای شما پایه ریزی کند.

 

اینکه چگونه بفهمیم که آیا ایده های کسب و کار را به دست آورده‌ایم و اکنون در حال کار با آن هستیم یا اینکه اصلاً چگونه فرصتی می‌شود ساخت، واقعاً به درون خودمان ارتباط عمیقی پیدا می‌کند. ذهن شما دارای بیشمار فکر و ایده و تلنگر در طول زندگی شماست.

• به کدام ایده یا تلنگر ذهنی خودتان، می‌نگرید؟
• شما بیشتر به چه چیز توجه می‌کنید؟
• فکر شما حول چه موضوعاتی بیشتر می‌چرخد؟
• تمرکز ما در طول روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها بر روی چیست؟
• به چه چیزی مداوم فکر می‌کنید؟
• به توانستنِ ساختن تجارت و پایه‌ریزی آن یا نتوانستن و شکست خوردن؟
• آیا از این قشر هستید که مدام آیه یاس می‌خوانند و می‌دانند که حتماً ورشکست می‌شوند؟ یا از آن دسته هستید که با توکل به خدا و علاقه و پشتکار خودشان شروع می‌کنند و میل به پیشرفت در دل شان موج می زند؟

فرصت‌ها را همان دسته دومی‌ها، به دست می آورند. چون ذهن شان آماده دریافت ایده های کسب و کار از درون است ولی دسته اولی‌ها هر چقدر هم فرصت‌ها جلوی چشم شان باشد، چیزی جُز نبود و کاستی و عیب نمی‌بینند.

 

پیشنهاد ما: برای یافتن ایده های کسب و کار، به درون خود بنگرید تا بتوانید آن ها را ببینید.

 

ایده های کسب و کار


قسمت هشتم – نحوه یافتن فرصت های شغلی

ایده ها و فرصت‌ها ساختنی هستند نه یافتنی، چون این شما هستید که از درون خودتان شروع می‌کنید، ایده‌ای را تبدیل به فرصت می‌کنید و از آن بهره‌برداری می‌کنید. یک حرکت خودجوش از درون به بیرون. شما هستید که باید ایده‌های خلاقانه تان را در کنار هم بچینید و از آن فرصت بسازید، فرصت‌ها همه‌جا هستند اما در دل و مغز و جانِ شما، ساخته می‌شوند.

 

هر چقدر هم مشاوران و مربیان، شما را هدایت کنند و بر روی ایده شما کار کنند تا خودتان نخواهید، اتفاقی نمی‌افتد و آن‌ها تبدیل به ایده های کسب و کار نمی‌شوند. اما مراحل زیر می‌تواند شما را کمک کند تا به ایده‌ها، بهتر و عمیق‌تر بنگرید و فرصتی را از آن‌ها برای خود بسازید:

 

۱٫بهتر است ابتدا تمرکزتان را از روی عیب‌ها، نقص‌ها، نشدن‌ها و نمی شودها بردارید.
۲٫به ایده‌هایی که تاکنون به ذهن تان رسیده، نگاهی عمیق‌تر بیندازید. آن‌ها را بنویسید و هرکدام را بررسی کنید و ببینید کدام‌یک پتانسیل بارور شدن و زودتر به ثمر رسیدن را دارند.
۳٫به هرکدام از ایده‌ها نمره‌ای از صفر تا ۱۰۰ بدهید. به این توجه کنید که آیا می‌توانید ایده‌ها را باهم ترکیب کنید و از چند ایده خام، یک ایده خلاقانه بسازید.
۴٫بعد خلق ایده های ترکیبی، دوباره به ایده‌های خود نمره بدهید.
۵٫تمام ایده‌هایی که از نمره ۶۰ به بالا هستند را در لیستی جدید بنویسید.
۶٫دوباره همین پروسه را بر روی آن‌ها اجرا کنید تا در نهایت تعداد ایده‌ها به زیر ده عدد برسد.
۷٫به خودتان فرصت دهید و راجع به هر ایده باز هم فکر کنید و بنویسید.
۸٫آیا این ایده‌ها همه موردعلاقه شماست و دوست دارید آن‌ها را با تمام عشق و توان تان انجام دهید، اگر نیست آن را حذف کنید.
۹٫می‌توانید در این مدت که بیشتر فکر می‌کنید، جستجوهای اینترنتی انجام دهید یا با مشاورین گفتگو کنید تا دید بازتری نسبت به فکرتان پیدا کنید.
۱۰٫قطعاً نمی‌توان همه ایده‌ها را پیاده‌سازی کرد. پس بر روی ایده‌ای که بالاترین نمره را داده‌اید، تمرکز کنید و باز هم راجع به آن بیشتر بنویسید تا ایده شما ساخته و پرداخته شود.
۱۱٫ایده را در طرحتان وارد کنید و محاسبات لازم را انجام دهید تا بتوانید طرحی خلاقانه و کامل را ارائه کنید.

 


قسمت نهم – مأموریت شما در ابتدای کسب و کار

هر کسب و کاری، از ایده و نقشه‌ای در ذهن شروع می‌شود و بعد به طرحی بر روی کاغذ، تبدیل می‌شود و سپس با کمک‌ها و همکاری‌ها، تبدیل به یک مدل اجرایی می‌شود. شروع هر کاری، سخت‌ترین قسمت آن کار است و همه با این مورد مشکل دارند. همیشه ترس از شروع و راه‌اندازی نمی‌گذارد، خیلی از افراد دست به کاری بزنند و استعداد خود را شکوفا کنند. حضور مربیان و مشاوران راه بلد، این پروسه را آسان می‌کند. زیرا آن‌ها نیز همانند من، از همین ترس‌ها گذشته‌اند و شکست‌ها را بارها تجربه کرده‌اند و می‌دانند که شما نیز چگونه می‌توانید از این مرزها بگذرید.

 

مأموریت شما در ابتدای راهتان این است که کم نیاورید، حتماً منتظر یک فرمول پُر از اصطلاح فنی بودید که مأموریت خود را بر اساس آن بنویسید. اما همین مفاهیم ساده ما را یاری می‌کند تا در راهی که دلخواه مان است، قدم برداریم.

 

در هر مرحله از راه که هستید و در هر پروسه‌ای که به سر می‌برید، هرگز دست نکشید و از ترس‌هایتان عبور کنید. مرحله بعد مأموریت شما، این است که بدون هرگونه پیش‌داوری و قضاوتی به طرح تان بنگرید و آن را از ایده‌هایی که به ذهن تان می‌رسد پُر کنید. خلاقیت تان را به کار بیندازید و از هر چه که در ذهن تان است، استفاده کنید. ممکن است همین ها ایده های کسب و کار شما باشند. همیشه در جهت متفاوت بودن و ارزش‌ آفرینی گام بردارید. شما با هر کاری که انجام می‌دهید ارزشی خلق می‌کنید و ارزشی بر جامعه می‌افزایید.

 

پیشنهاد ما: ایده‌ها، فرصت‌ها و افکارتان را جوری برنامه‌ریزی کنید که همیشه در این سمت‌وسو باشید. همیشه ارزشی بیشتر برای مخاطبین، کاربران و مشتریان خلق کنید و مدام بر آن‌ها بیفزایید.

 


قسمت دهم – راهنمای ایده یابی

دانلود رایگان راهنمای ایده یابی تجارت – آپدیت ۲۰۱۹



آیا به نظر شما ایده های خود را به دیگران می توانیم بگوییم یا دیگران نیازی نیست از آن با خبر بشوند؟ چرا؟


همه گام های کسب و کار

گام چهارم – سرمایه کسب و کار [راهنمای فرمول رشد سرمایه تجارت]

اگر هر دقیقه از سرمایه کسب و کار شما بگذرد، از ارزش پول کاسته می شود. تمرکزتان را بر روی پول سازی بیشتر قرار دهید تا پول سوزی. بیاموزید گردش مالی یک تخصص، خارج از تحصیلات دانشگاه و کتاب های اقتصاد و ثروت است. گاهاً آنچه که تجارت های نوپا درگیرش هستند، مسئله سرمایه اولیه می باشد. همه مردم مسیری را انتخاب کرده اند و نتیجه انتخاب هایشان را دریافت می کنند. انتخاب شما چیست؟ مسیر رفته شده توسط مردم یا مسیر دلخواه خودتان؟ پس در این بخش با ما همراه باشید تا درک های عظیم تری برایتان صورت بگیرد.

 

قسمت اول – تعریف سرمایه در کسب و کار

سرمایه اولیه، برای شروع هر کاری لازم و ضروری است. شما به راه‌اندازی هرشغلی که فکر کنید، حتی کاری در خانه به سرمایه نیاز دارید هر قدر کم ولی باز به سرمایه‌ای نیاز است. چه‌کاری را می‌توانید با سرمایه صفر راه‌اندازی کنید؟ حتی اگر بگویید مثلاً کار من این است که جستجو در اینترنت انجام دهم و نتیجه را به مشتری تحویل می‌دهم، بازهم شامل هزینه‌هایی است.

 

مثلاً همان اینترنتی که استفاده کردید یا همان مصرف برقی که داشتید، این ها جزو هزینه‌ها هستند که باید پرداخت شوند. بنابراین باید بدانید برای راه‌اندازی یک کسب و کار، به سرمایه‌ای برای راه‌اندازی یا پرداخت هزینه‌ها نیاز دارید. شاید شما به دنبال شغلی باشید که نیاز به هیچ سرمایه‌ای نداشته باشد یا این‌گونه در اینترنت ببینید که نوشته‌اند ٢٠ کسب و کار با راه‌اندازی بدون سرمایه! خوب این هم تبلیغی بیش نیست.

 

چون اگر کاری حتی سرمایه‌ای برای شروع نیاز نداشته باشد ولی هزینه داشته باشد، آن هزینه‌ها را چگونه باید در چند ماه اول پرداخت کرد؟ مگر اینکه شخص دیگری برای شما هزینه‌ها را پرداخت کند. دانستن اینکه راه‌اندازی هر تجارت و کاری، سرمایه اولیه خودش را نیاز دارد به شما کمک می‌کند تا با دید بازتری، دست به انتخاب بزنید و طرح خود را مبتنی بر واقعیت بنویسید، نه تصورات واهی! شاید شما سرمایه‌ اولیه را، از قبل پس‌انداز کرده باشید و حالا که طرح تان مشخص‌شده است، می‌خواهید از آن استفاده کنید. شاید شخصی می‌خواهد شما را پشتیبانی کند تا نتیجه کارتان را ببیند.

 

شاید والدین شما می‌خواهند، سرمایه لازم را دراختیار شما قرار دهند و ممکن است راه‌های دیگری را برای تأمین سرمایه داشته باشید. در هر صورت باید بدانید که هر چیزی که به‌عنوان سرمایه به دست شما می‌رسد، ارزشمند است و باید در نگهداری و بازسازی آن کوشا باشید و قدر و ارزش آن را بدانید. باید بدانید که این سرمایه را باید بسازید و آن را پس دهید. حال بستگی به طرح تان دارد که در چه مدتی می‌توانید آن را بسازید.

 

اما نکته مهم موردنظر، این است که هیچ‌گاه خودتان را از ابتدای شروع طرح درگیر بدهی نکنید و برای خودتان بازپرداخت‌های بالا نتراشید. شما می‌توانید از طرح تان یک نمونه کوچک را پیاده‌سازی کنید و نتیجه را ببینید و بعد دست به گسترش آن بزنید. چون به‌هرحال شاید افرادی سرمایه اولیه را نداشته باشند ولی طرح خوبی برای انجام کار داشته باشند.

 

پیشنهاد ما: در ابتدای کار، هیچگاه از کسی پول قرض نکنید یا وام نگیرید.

 


قسمت دوم – فاکتورهایی که به سرمایه نیاز دارد

بسته به اینکه شغلِ انتخابی و حرفه شما چیست و طرحی که نوشته‌اید شامل چه مواردی می‌شود، فاکتورها می‌تواند متفاوت باشد. خرید مواد اولیه برای طرحی که دارید، هزینه است و برای طرح دیگر اجاره مکان موردنیاز، سرمایه نیاز دارد و برای طرحی دیگر آموزش و هزینه‌های کسبِ تخصص، شامل هزینه می‌شود.

 

اگر طرحی دارای فاز تحقیقاتی باشد تا رسیدن به نتیجه موردنظر، باید هزینه‌های جاری خودش را پرداخت کند اما به‌طور کلی آنچه در راه‌اندازی هر کسب و کاری به نظر می‌رسد، این است که هر کاری شامل هزینه‌ها و مخارجی است که در همان ابتدا باید تأمین شود.

 

پیشنهاد ما: قبل از راه اندازی شغل دلخواه تان، در مورد سرمایه آن کار تفکر کنید.

 


قسمت سوم – سرمایه کسب و کار شما

 شاید اینکه گفته می‌شود هر کسب و کاری نیاز به سرمایه دارد، ذهن مان فقط به امور مالی فکر می کند تا به تأمین مالی بپردازد. اما واقعیت امر این است که همان‌قدر که پول مهم است، سرمایه انسانی و نیروی کار نیز مهم است. از همه مهم‌تر سرمایه شما، در درون شما نهفته است. همان عشق و علاقه به کاری که دارید، اولین سرمایه‌ای است که دارید.

 

تخصص و دانشِ شما، سرمایه‌های دیگری در کار شما هستند. برای خودتان و سرمایه‌ای که در کارتان می‌گذارید، ارزش قائل شوید. مثلاً هنر یک هنرمند، سرمایه کاری اوست زیرا تا آن هنر و آن هنرمند وجود نداشته باشد، کاری انجام نخواهد شد. کارمندان آموزش‌دیده یک مجموعه از دیگر سرمایه‌های کاری هستند که همانند سرمایه، باید حفظ شوند.

 

همان‌طور که گفته شد پیش از سرمایه بیرونی، شما سرمایه‌ای درونی دارید که بدونِ وجود آن، اصلاً حرکتی انجام نمی‌شود و کاری صورت نمی‌پذیرد. پس اولین سرمایه کسب و کار، شما هستید. این را در اول مقاله نگفتیم چون اساسِ شروع هر کاری همین مورد است و قبلاً راجع به آن نوشته‌ایم. آنچه باعث رونق کسب و کارتان می شود، سرمایه مالی نیست بلکه سرمایه‌ درونی است که همه باید با آن شروع کنند. شما دارای نیروی جنبشی هستید که می‌توانید جریان پول را به سمت خودتان به جنبش و حرکت درآورید.

 

اگر قانون‌های ذکرشده در گام های پیشین را مطالعه و رعایت کرده باشید، یعنی دو سرمایه را در کنار هم می‌گذارید تا نتیجه را مشاهده کنید:

سرمایه درونی + سرمایه بیرونی = نتیجه خارق‌العاده از کسب و کار

 

اگر هنوز گام اول را مطالعه نکرده اید، توصیه می کنیم که حتماً بخوانید!

گام اول – درک مفاهیم کسب و کار [بررسی دو قانون بنیادی تجارت]

 

بدون هر کدام، پایه‌های کارتان ناقص است. قبل از هر چیز و اقدام به هر کاری، به این بیندیشید که چگونه پایه‌ریزی تجارت تان بر اساس علاقه و عشق درونی‌تان، می‌تواند صورت بگیرد و بعد دست به اقدام بزنید.

 

پیشنهاد ما: نیت انجام هر عملی مهم است. نیت عملِ شما و انتخابِ کسب و کارتان چیست؟ اگر بر مبنای نیاز است، حتماً سری به تحقیقات گام های قبلی بزنید و راه درست را انتخاب کنید.

 

سرمایه کسب و کار


قسمت چهارم – نحوه یافتن سرمایه گذار برای کسب و  کارتان

  • منابع سرمایه یک تجارت، چه هستند؟
  • تأمین مالی یک طرح، همان‌طور که گفتیم مهم است اما از کجا تأمین می‌شود؟

همان‌طور که قبلاً هم گفتیم اینکه در ابتدای امر، خودتان را اسیر بدهی‌های مختلف کنید، اشتباه است. تا حد امکان از گرفتن وام و پرداخت اقساط، آن‌هم در مراحل اولیه بپرهیزید. شاید بتوانید وامی بگیرید که تا چندین ماه به شما فرصت استراحت می‌دهند. اگر این فرصت مطابق با طرح تان است تا مثلاً بتوانید نمونه اولیه را برای فروش آماده کنید، می‌توانید از آن استفاده کنید. یا شاید بتوانید اشخاصی علاقه‌مند را به حوزه کاری خودتان پیدا کنید و آنان مشتاق به سرمایه‌گذاری بر روی طرح و نتیجه طرح تان باشند. اما باید قوانین و شرط‌های آنان را به‌دقت مطالعه کنید.

 

امروزه جلسات و گردهمایی‌هایی وجود دارد که می‌توانید، طرح تان را ارائه کنید و راجع به آن توضیحاتی دهید تا سرمایه‌گذارانِ حاضر در جلسه، بر روی طرح شما تصمیم بگیرند. این روند به استارت آپ معروف است و حتماً بر پایه یک ایده جدید و ابداعی تازه، شکل می‌گیرد. اما هر کسب و کاری، لزوماً استارت آپ نیست و می‌تواند ایده نو و بدیعی نداشته باشد. ولی می‌تواند مشتری‌های بیشتری را جذب کند یا در جامعه اثرگذاری بیشتری ایجاد کند.

 

راه‌های تأمین مالی برای طرح تان زیاد هستند که به انتخاب خودتان بستگی دارد. مثلاً چند نفر شریک شوید و از سرمایه اندک خود شروع کنید. یا سرمایه اندکی را از چندین نفر جمع کنید و آنان را در سود خود مشارکت دهید. یا از دانشگاه‌ها و مجموعه‌های سرمایه‌گذار، بر روی طرح‌ها استفاده کنید.

 

پیشنهاد ما: با سرمایه مالی اندک شروع کنید و طرح تان را در نمونه‌ای کوچک اجرا کرده و بعد آن را گسترش دهید و بزرگ کنید تا به طرح اصلی خودتان برسد.


قسمت پنجم – رابطه سرمایه با ریسک پذیری

سرمایه به دست آمده برای اجرای طرح تان ،سرمایه با ارزشی است که نباید دچار خسارت شود و همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، باید آن را به نقطه اول برسانید و آن را پس دهید. قدرت ریسک داشتن و ریسک کردن، لازمه یک کار پُر جنب‌وجوش است اما تا چه میزان ریسک قابل‌درک است؟ تا چه حد می‌توانیم ریسک کنیم؟

 

ریسک کردن در ابتدای کار و راه‌اندازی و پیشنهادات خیلی بزرگ را قبول کردن، آن‌هم زمانی که شما هنوز ابتدای راه هستید، قطعاً منجر به شکست خواهد شد. این را مدنظر داشته باشید که تا کار شما به ثبات نرسیده است و شما خودتان به اطمینانی از درآمد و کار خودتان نرسیده اید، قدرت ریسک بزرگی را نخواهید داشت.

 

ریسک یعنی چیزی که انتهایش بر شما معلوم نیست و احتمال پیروز شدن در آن، ۵٠ % است و نصف، احتمال شکست خوردن دارد. یا اینکه به‌جایی رسیده‌اید که می‌توانید میزان سهم پیروزی خود را بیشتر کنید تا سهم شکست را. اینگونه می‌توان بر ریسک کردن و قدمِ بزرگ برداشتن، اطمینان کرد.

 

البته بلندپروازی را نباید با ریسک اشتباه گرفت. همیشه بلندپروازی را در جایگاه منفی به کار می‌برند و نشان‌دهنده این است که شخص در ‌جایگاه فعلی خود، اندیشه درستی ندارد و در آرزوها و خواب ‌وخیالش است. اما ریسک کردن با توجه به موقعیت حاضرِ شرایط کاری و پیش‌بینی‌های چندماه آینده، باید صورت گیرید

 

پیشنهاد ما: این است که در چندماه شروع و راه‌اندازی کار، قدم‌های بزرگ و پُر ریسک را کنار بگذارید.

 

ریسک در کسب و کار


قسمت ششم – نحوه از بین بردن ترس از نابودی سرمایه

 همیشه ترس‌ها، موانعِ بازدارنده‌ای در کارها هستند که ما را به جلو سوق نمی‌دهند و ما را در همان جای فعلی و شاید عقب‌تر از آن نگه می‌دارند. اگر ترسی از بازگشت سرمایه دارید، اصلاً چرا کاری را شروع می‌کنید؟ اگر در خودتان آن‌قدر توان و همت بازگشت سرمایه را نمی‌بینید، بهتر است پا در این راه نگذارید. این را همیشه مدنظر داشته باشید که درست شروع کردن و بر پایه عشق درون بودن، جریان کاری را به همراه دارد و اگر درست شروع کردید، هیچ‌گاه ترس از دست دادن یا ضرر و شکست نداشته باشید.

 

اما در دنیای واقعیت، نوشتن طرح برای همین است که بر ترس‌هایتان غلبه کنید. چون طرح پیش‌بینی نسبی از آینده دارد و با محاسبات تقریبی که انجام می‌دهید، دید بهتری از طرح و کار خود به دست می‌آورید. درست است که طرح کسب و کار فقط پیش‌بینی هستند و شاید در عمل درست نباشند. برای همین است که می گوییم مدام آن‌ها را بازبینی کنید تا به عمل و عملیاتی بودن نزدیک شوند. ولی در عین حال می‌تواند به ما توقع و انتظار درستی از درآمد و سود بدهد.

 

در نوشتن طرح و محاسبات اغراق نکنید و بر پایه واقعیت و منطق، اعداد و ارقام را بنویسید. این کار در ابتدا از هر چیز، برای خودتان خوب است زیرا دیدی واقعی و نه توهمی به شما می‌دهد. اگر با ترس کاری را شروع کنید، آن را پیش نخواهید برد و به‌جای پیشرفت مدام درجا می‌زنید. تازه این در بهترین حالت است و در بدترین شرایط مانند ٨۵ % کسب و کارهای دیگر، مدام پسرفت می‌کنید.

 

شروع هر کاری نیاز به جسارت و نترس بودن دارد. اگر در حال ترسیدن هستید، بهتر است گام بعدی را برندارید تا زمانی که خودتان را قانع کنید که می‌توانید این کار را به سرانجام برسانید. اگر آن‌طرف ترس‌ها، قدم گذاشتید و فراتر از آن رفتید، می‌شود گفت شما گام بزرگی را برداشتید که به موفقیت شما منجر می‌شود.

 

پیشنهاد ما: ابتدا به درون خود بنگرید و تمام ترس هایی که دارید را بنویسید تا مشخص شود درون تان چه خبر است!

 

طرح کسب و کار


قسمت هفتم – چگونگی به جریان انداختن سرمایه مناسب

شغل شما هر چه که هست و هر کاری که دارید انجام می‌دهید، باید جریانی از نقدینگی داشته باشد. اینکه شما سرمایه‌ای به دست آوردید تا اینجای کار مهم نیست، اینکه از این به بعد چگونه می‌خواهید با آن جریان پول و درآمد را حفظ کنید، مهم است.

  • برای این‌که دچار رکود و سکون نشوید چه‌کار می‌کنید؟
  • برای اینکه جریان از حرکت بازنایستد، باید چه‌کارهایی را انجام داد؟

 

برخی افراد فکر می‌کنند پولی که برای خرج کردن وجود دارد، پس جریان نقدینگی انجام گرفته است. در ادامه مقاله متوجه می شوید که چنین نیست و دخل‌وخرج را باید از هم جدا کنید. استراتژی شما برای حفظ سرمایه و داشتن درآمد، مهم است. آن چیزی که در طرح تان نوشته می‌شود باید بر پایه حفظ سرمایه و خرج کردن به میزان لازم باشد و نه تمام کردن سرمایه اولیه و صفر کردن آن.

 

سعی کنید همیشه طرح تان را برای این موارد بنویسید و جریان درست و منطقی از پول را در نظر بگیرید.  هر چه زودتر به درآمد برسید این اتفاق خوشایند، برای شما زودتر رخ می‌دهد و البته هر چه زودتر به سوددهی برسید، این اتفاق خوشایندتر می‌شود. شما می‌توانید همان سود حاصل از کارتان را نیز سرمایه‌ای برای کارتان قرار دهید و هر چه سود کسب می‌کنید، باز در چرخه تجارت خودتان وارد کنید تا اینکه جایی برای خرج کردن پیدا کنید. جریان درست سرمایه در کارتان این‌گونه برقرار می‌شود.

 

پیشنهاد ما: برای چرخش پول در کسب و کارتان، از سرمایه سودی که کسب می کنید بهره ببرید.


 

گردش مالی کسب و کار


قسمت هشتم – نحوه محاسبه بازگشت سرمایه

 طرح شما باید به‌گونه‌ای باشد که در یک بازه سه تا شش‌ماهه به درآمد مالی برسد و نمونه اولیه را تولید کرده باشید یا کالای موردنظرتان را فروخته باشید یا خدمت موردنظرتان را انجام داده و از آن درامدی کسب کرده باشید. در ابتدای راه‌اندازی کارتان سعی کنید تا این بازه را به‌طور متوسط اجرا کنید و فرصت خوبی است، برای نتیجه گرفتن شما از طرحی که نوشتید. این بازه زمانی، بازه متوسطی است که از اجرای طرح‌ها به دست آمده است و می‌توانید خودتان را به نتیجه برسانید.

 

بعد از نوشتن طرح و محاسباتی که در طرح انجام می‌دهید، دو عددی را که باید به دست آورید این‌ها هستند:

  • چه زمانی می‌توانید با توجه به شرایط سرمایه اولیه را پس دهید؟
  • چه زمانی سوددهی طرح تان انجام می‌شود؟

 

تا زمانی که درآمد و هزینه‌ها باهم برابر هستند و یا هزینه‌ها از درآمدتان بیشتر است، شما سودی نکردید و باید تلاش تان را برای پیشی گرفتن درآمد از هزینه‌ها انجام دهید. بازه سوددهی را محاسبه کنید تا به میزان سرمایه اولیه شما برسد. این نکته را موردتوجه قرار دهید که سود ماه اول با سود ماه دوم و سوم برابر نیست، زیرا شما کار تازه‌ای را شروع کرده اید و تلاش تان را برای سوددهی بیشتر انجام می‌دهید.

 

پس باید نسبت رشد سودتان را در هرماه افزایش دهید چون تجاربی کسب می‌کنید، مشتریان بیشتری به دست می آورید و تبلیغات انجام می‌دهید. با توجه به نرخ ثابتی از رشد کسب تان، می‌توانید محاسبه کنید که در چه زمانی می‌توانید سرمایه اولیه را به دست آورید و حتی بر آن بیفزایید.

 

سود کسب و کار


قسمت نهم – بازه زمانی بازگشت سرمایه به صندوق شغلی تان

 معمولاً نمی‌شود به‌طور دقیق بازه زمانی را برای همه تعیین کرد و گفت اگر هر کاری را شروع کنید، بعد از مدت مثلاً یک سال این سرمایه بازگشت دارد. خیلی بستگی به نحوه کار شما، هدف‌گذاری، طرح شما و خیلی موارد دیگر دارد اما هر چه بتوانید این بازه زمانی را کوتاه‌تر کنید، به نفع شماست و هم به نفع کسانی که برای شما سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

 

البته تحت‌فشار و جو دیگران این محاسبات را انجام ندهید، گفتیم که بر مبنای واقعیت بازار طرح تان را بنویسید و اجرایی کنید و در زمان اجرا شدن، دوباره محاسبات را بازنگری کنید و اگر لازم است عددی عوض شود، آن را عوض کنید و محاسبات را بر پایه اعداد جدیدی که در حین کار به دست آورده‌اید، بنویسید.

 

پیشنهاد ما: برای کسب و کارهای کوچک، بازه بازگشت سرمایه را بین یک تا دو سال در نظر بگیرید ولی بازهم نمی‌توان برای همه کارها از این زمان استفاده کرد.


 

سرمایه کسب و کار


قسمت دهم – دلایل نابود شدن سرمایه اولیه در یک شغل

 یکی از این دلایل، بلندپروازی‌های بیشمار در ابتدای کار است. یکی دیگر از دلایل، طرح را بر مبنای تصورات و نه واقعیت عملی و حقیقت جاری در جامعه نوشتن است. به دست آوردن اعداد موهومی برای جلب نظر کردن سرمایه‌گذاران که بر روی خود و تصورتان نیز اثرگذار است. داشتن هزینه‌ای سنگین جاری و نداشتن درآمد، یکی دیگر از دلایل نابودی است. اینکه مدام از جیب خودتان مبلغی را بپردازید و درآمدی نداشته باشید، به‌زودی جیب تان خالی می‌شود و نه تنها درآمدی ندارید بلکه پولی هم برای خرج کردن ندارید.

 

در ابتدای کار برای خرید کردن و پرداخت هزینه‌ها، جوری هزینه‌ها را مدیریت کنید که سرمایه‌تان برای مدت شش ماه یا بیشتر حفظ شود و بتوانید تا آن زمان بدون نگرانی خرج کنید. اینکه در ابتدای راه همه سرمایه خود را خرج کنید، اشتباه است زیرا شما تا چند ماه اول که به درآمد برسید، به سرمایه‌ای هر چند اندک نیاز دارید.

 

می‌توانید خرید کردن و یا تهیه مواد اولیه را در چند فاز انجام دهید تا در همان ابتدا بدون سرمایه باقی نمانید. اگر شما تاکنون کسب و کاری راه‌اندازی کرده‌اید و سرمایه اولیه را نابود کردید، برایمان از تجربیات خود بنویسید و دلایل آن را بگویید.

 

پیشنهاد ما: در بخش نظرات بنویسید که اگر چه‌کاری را انجام نمی‌دادید، سرمایه اولیه شما حفظ می‌شد؟

 


قسمت یازدهم – نحوه توسعه سرمایه کسب و کار

یکی از اهداف تجارت تان باید همین مورد باشد. یعنی توسعه سرمایه برای گسترش کسب و کارتان، که هدفی همیشگی و طولانی‌مدت است. جزو اهداف بلندمدت خود، حتماً این مورد را بنویسید و برای رسیدن به این هدف تلاش کنید. بنویسید که چه‌کارهایی باید انجام دهید تا به این هدف دست پیدا کنید و آن را در گام‌های کوچک‌تر تقسیم‌بندی نمایید.

 

اما نکته مهم این است که شما بتوانید ابتدا در کارتان به ثبات و درآمدی ثابت برسید و بعد از آن، برای گسترش تجارت تان قدم بردارید. اگر هنوز به این مرحله نرسیدید، تصمیم برای گسترش دادن کسب و کار، تصمیمی اشتباه است. چگونه می‌توانید گسترشی را انجام دهید، درحالی‌که هنوز به مرحله‌ای نرسیدید که بتوانید قاطع و کامل، از درآمد و سود خود صحبت کنید. یکی از راه‌های گسترش که پیش‌تر گفتیم، این است که سود خود را دوباره در همین کار سرمایه‌گذاری کنید و علاوه بر سرمایه اولیه‌ای که به دست آوردید، حالا بر روی سرمایه + سود کار کنید.

 

همچنین اگر به نقطه سوددهی خوبی رسیده‌اید، می‌توانید باز برای جذب سرمایه از دیگران یا از آشنایان، اقدام کنید. ولی باید در محاسبات بازگشت سرمایه ثانویه، را هم حساب کنید که چون در نقطه سوددهی هستید، دیگر این کار برای شما راحت تر است.

 

امور مالی و محاسبات و رسیدن به مکانی در کار که درآمد و هزینه‌ها برابر باشند، کار ساده‌ای نیست و باید برای رسیدن به این نقطه، سرمایه‌های خودتان را به نحو احسن خرج کنید. گام اولیه خودتان را در اهداف رسیدن به نقطه صفر یا برابری هزینه و درآمد بگذارید و بعد گام بعدی را افزایش درآمد و سوددهی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن گام بردارید.

 

پیشنهاد ما: این است که خودتان را در ابتدای راه، بدهکار نکنید. سعی کنید از راه‌هایی غیر از وام گرفتن با بهره و سود، برای جذب سرمایه استفاده کنید.

رشد کسب و کار



سوال ما از شما این است: اکنون کجای دنیا هستید و به چه چیزی فکر می کنید؟

 


همه گام های کسب و کار

گام سوم – نوشتن طرح کسب و کار [دانلود رایگان برنامه فعالیت شغلی]

در گام سوم شما با نحوه نوشتن طرح کسب و کار به‌صورتی ساده، آشنا می‌شوید. با مطالعه کتاب‌های فراوان که موجب سردرگمی‌تان می‌شود، نمی‌توانید طرحی جامع و مفصل برای فعالیت شغل‌تان بنویسید زیرا انباشت اطلاعات زیاد، موجب عدم حرکت اولیه درست تان می‌شود. بنابراین از ابتدا آغاز کنید و نمونه طرح آماده را به رایگان دانلود نمایید و طرح و بوم تجارت تان را مکتوب کنید.

 

 

قسمت اول – طرح کسب و کار چیست؟

برای انجام و شروع هر کاری، به برنامه و طرحی در ذهن نیاز است که مقدمه شغل شماست. یعنی تا شما در ذهن، برنامه و هدفی نداشته باشید، چیزی بر روی کاغذ نوشته نمی‌شود. این طرح اولیه که شکل می‌گیرد را بر روی کاغذ می‌آوریم و به آن شاخ و برگ می‌دهیم، ساخته و پرداخته‌اش می‌کنیم تا جان بگیرید و برای حرکت مان مناسب شود.

هر نیت و هدفی که در ذهن شکل می‌گیرد، باید منطبق بر همان قوانینی که گفته شد، باشد وگرنه که اصلاً اجرای آن کار، هرز و بیهوده است. شاید شغل تان پا بگیرد و کاری انجام شود ولی آن درآمد، درآمد مناسب و عالی برای شما نخواهد بود. پس برای انجام هر کاری نیت و نقشه شما، در ذهن پیش می‌آید و بعد به روی کاغذ نوشته می‌شود که به آن « طرح » می‌گوییم.

 

طرح کسب و کار را تاجران و وام دهندگانی که کارشان سرمایه‌گذاری بر روی طرح بود، به روی کار آوردند تا بررسی کنند که آیا طرح پُر سود است و بازدهی دارد یا نه؟ تا پول شان را بر روی آن سرمایه‌گذاری کنند و بعد از آن به « طرح کسب و کار » معروف شد. اکنون این رشته در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و بسیار شاخ و برگ گرفته است. طرح شامل طرح اولیه، مراحل انجام کار، محاسبه هزینه‌ها و درآمدی که بیشتر جنبه پیش‌بینی دارد تا عملیاتی بودن و از آن اعداد و ارقام نوشتن اینکه آیا این پر سود است یا خیر، می‌باشد.

 

همچنین طرح کسب و کار شامل اهداف بلندمدت، کوتاه‌مدت، نقشه توسعه طرح در سال‌ها یا ماه‌های آینده است. شاید گام‌ها و مراحلی که برای رسیدن به طرح نهایی دارید، مانند تعیین فاز برای انجام پروژه‌ها، همچنین راجع به اینکه چه کسانی باید با شما همکاری کنند و شرکاء و کارمندان چه کسانی هستند هم در طرح نوشته می‌شود.

 

پیشنهاد ما: هر قدر پیش بینی برای سه ماه آینده دارید که می خواهید چه اتفاقاتی برایتان رخ دهد را مکتوب کنید. اهمیتی ندارد چقدر نامحدود فکر می کنید بلکه عاشقانه به شغل خودتان نگاه کنید و هیچ قضاوت و پیش داوری نداشته باشید.

طرح کسب و کار


قسمت دوم – تعریف هدف‌گذاری شغلی

در اجرای نقشه کاری خود، قطعاً به هدف نیاز دارید. اینکه بگویید در ماه آینده این کار را انجام می‌دهم و این پیشرفت و یا این شغل را دارم، خودش یک هدف است که در حال انجام است و باید تا رسیدن به آن ادامه دهید و اصطلاحاً آن اهدافِ تعیین‌شده را تیک بزنید.

آیا این اهداف، می‌توانند در کارتان مهم نباشند یا می‌توان بدون هدف شروع کرد و ادامه داد؟
قطعاً خیر. بدون اهداف شما مانند کشتی، در یک ساحل آرام هستید که لنگر انداخته و ثابت و بی‌تحرک هستید. شاید فقط درآمدی ثابت داشته باشید و پیشرفتی وجود ندارد.

اما تعیین اهداف و متعهد بدون به تیک زدن هدف، شما را کشتی پُر تحرکی می‌سازد که اقیانوس‌ها را در می‌نوردید و تجارب تازه کسب می‌کنید. با انسان‌های جدید آشنا می‌شوید و چیزهایی جدیدی فرا می‌گیرید که می‌توانید آن‌ها را در کارتان به کار ببندید. پس برای هر کاری و نقشه‌ای در ذهن تان، هدفی و نقطه‌ای فراتر از موقعیت اکنون تان در نظر بگیرید و در دل موقعیت‌ها خودتان را شکوفا کنید. اهداف را می‌توانید نزدیک به موقعیت کنونی خودتان، در نظر بگیرید و برخی از آن، بستگی به‌سختی و شاید زمان انجام دارد که می‌توان اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت آن‌ها را تعریف کرد.

 

پیشنهاد ما: برای هر یک گامی در نظر بگیرید یعنی آن‌ها را بخش‌بندی کنید. زمان برنامه کوتاه‌مدت را تا سه ماه و بلندمدت را می‌توان یک سال یا دو سال نیز در نظر بگیرید و آن را به بخش‌های کوچک‌تر و آسان‌تر تقسیم‌بندی نمایید.

 

طرح کسب و کار


قسمت سوم – نحوه هدف‌گذاری درست تجارتی

هدف بندی برای تجارت‌ها به دودسته تقسیم می‌شود:
• هدف‌گذاری برای تجارت‌های نو پا
• هدف‌گذاری برای تجارت‌های در حال کار

شاید هدف، گسترشِ تجارتی باشد که چندین سال است به‌طور یکنواخت کار کرده است. در این صورت باید آنالیز و امکان‌سنجی شود و منابع فعلی مالی را در نظر بگیریم. سود و ضررهای این چند سال فعالیت را بنویسیم و برای خودمان مشخص کنیم که تا چقدر می‌توان از منابع، به کارها و اهداف جدید اختصاص داد تا ضرری حاصل نشود.

این پروسه را ابتدا برای یک بازه سه ماهه انجام دهید. اگر نتیجه مثبت است، همین روند را برای بازه شش ماهه و بعد از نتیجه مثبت آن، برای یک بازه یک‌ساله برنامه‌ریزی کنید و انجام دهید. شاید شما برای گسترش کارتان، وام گرفته باشید. باید تمام اقساطی که ماهانه آن را پرداخت می‌کنید را نیز جزو هزینه‌هایتان محاسبه کنید. روند رو به رشد شما باید ثابت باشد، نه اینکه فقط در یک بازه بخواهید رشدی صورت گیرد و بعد آن را رها کنید.

 

اگر واقعاً تجارت تان رشدی دارد، چرا آن را ادامه ندهید؟ چون در بازه‌های زمانی بزرگ‌تر، رشد شما دچار تصاعد می‌شود و شاید در سال اول، دو برابر سود کنید. چون رشد را همیشه دارید، سال دوم رشد سود، دیگر دو برابر نخواهد بود و بیشتر از آن است زیرا شما برای رشد، شیبی رو به بالا با سرعت ثابت و روندی ثابت داشته‌اید. برای مشاغل نو پا و آن‌هایی که تازه شروع کرده‌اند، ابتدا بهتر است هدف، ثبات باشد و بعد از آنکه چند ماه پشت سر هم درآمدی ثابت داشتند و ضرری هم نصیب شان نشد، آنگاه برای رشد کسب و کار اقدام کنند.

 

این‌گونه نتیجه بهتری می‌دهد تا اینکه بلندپروازی کنند و بخواهند یک‌شبه رَه صدساله را طی کنند. تجارت‌های استارت آپی، تمرکز اول شان باید بر کسب نتیجه یکسان، بدون ضرر در چند ماه پشت سر هم باشد. وقتی به آن نقطه رسیدند، می‌توانند فازهای بعدی طراحی‌شده را انجام دهند. مشکلی که بیشتر کسانی که تجارتی راه می‌اندازند و در چند ماه اول رهایش می‌کنند، همین است.

 

نخست باید صبور بود تا ثُبات پیدا کرد و بعد از ثُبات، شروع به برنامه‌ریزی کرد و چون قدم اول که ثُبات در کسب است را نمی‌توانند انجام دهند و برایشان سخت است آن کار را رها می‌کنند و سراغ کار و رشته بعدی می‌روند و بازهم همین داستان تکرار می‌شود. کسب سود و درآمد بیشتر، به‌عوض کردن شغل و حرفه نیست بلکه به دوام آوردن و تلاش کردن بی‌امان برای ساختن پایه‌های کسب و کار است. اینکه هر کسی گفت: اکنون سود در فلان بازار است و شما کار و بارتان را تعطیل کنید و به سراغ آن حرفه بروید، نمی‌شود گفت تضمینی برای سود کردن شماست.

پیشنهاد ما: دهن بین بودن در تجارت، مخصوصاً تجارت‌های نوپا، پدیده‌ای خطرناک است، از آن بپرهیزید.

 

کسب و کار

 

اگر هنوز گام اول را مطالعه نکرده اید، توصیه می کنیم که حتماً بخوانید!

گام اول – درک مفاهیم کسب و کار [بررسی دو قانون بنیادی تجارت]


قسمت چهارم – تعریف استراتژی کسب و کار

استراتژی یا سیاست کاری، پیش‌بینی شما از طرح تان است. مثلاً پیش‌بینی می‌کنید که طرح تان در بازه شش ماهه درآمدزا است و برای کار خودتان آن را تعیین و تعریف می‌کنید. استراتژی، آن چیزی است که باید بر طبق آن حرکت کنید. به‌عنوان مثال استراتژی جذب مشتری بر اساس خدمات رایگان را در پیش دارید و بخشی از خدمات خود را همیشه به رایگان به مشتری ارائه می‌دهید.

 

این یک روش تبلیغاتی برای شما است. مانند تعریفِ محوری است که شما برای کارتان، آن را همیشه مدنظر دارید و از آن منحرف نمی‌شوید. می‌توانید پایه کسب و کارتان را بر یک یا چند استراتژی بنا کنید و همیشه آن را در نوشتن طرح تان استفاده نمایید. مثلاً استراتژی شرکتی این است که برای مشتریان با سابقه خود، هدیه‌ای یا خدمتی اضافه‌تر ارائه کند یا برای جذب مشتری بیشتر و ماندگاری آن‌ها، طرحی را بنویسد که مشتری برای ماندن در آن شرکت و استفاده از خدمات آن لذت ببرد.

 

یا اینکه طرح تان از سطح توقع مشتری فراتر باشد، یعنی مرز تصورات مشتری از خدمت‌رسانی را جابجا کند و به سطح آن بیافزاید. برای نمونه شما فروشگاه شال و روسری دارید، می‌توانید به‌عنوان خدمتی اضافه‌تر، کاغذ کادویی زیبا را با بسته‌بندی جذاب ارائه دهید و روسری را به‌صورت رایگان برای مشتری خود، کادو کنید. یا اینکه در کنار روسری اِشانتیونی (هدیه‌ای ناخواسته)، از عطرها و رایحه‌ها را هدیه بدهید. یا مشاوری در زمینه مد و پوشاک، در فروشگاه حضور داشته باشد که برای انتخابِ رنگ و طرح بر اساس سلیقه، رنگ پوست و فرم صورت به مشتریان کمک کند.

 

این استراتژی کسب و کار شماست که می‌تواند پیشرفته‌تر و بهتر هم شود. در طول زمان، استراتژی‌ها را مشتری محور تعریف کنید و کمک کنید تا سازمان و شرکتتان آن‌ها را اجرایی کنند زیرا تعریف این‌گونه استراتژی‌ها، سود شما را بیشتر و بیشتر می‌کند. اگر سازمانی بزرگ با کارمندانی زیاد دارید، یکی از استراتژی‌ها می‌تواند خدمات رفاهی بیشمار، برای کارمندان باشد تا انگیزه کار کردن و دادن خدماتی بهتر را در خود ایجاد کنند و محیط کار را همچون خانه خود، تصور کنند. زیرا شما با سازمان و کارمندانتان، معنا پیدا می‌کنید و بدون آن‌ها فقط عنوان یک رئیس را به یدک می‌کشید.

 

پیشنهاد ما : همیشه احترام گذاشتن و فراتر از سطح توقع بودن را در استراتژی طرح خود برای مشتریان و کارمندانتان، تعریف کنید.

 

استراتژی کسب و کار


قسمت پنجم – انواع مدل کسب و کار

هر کسی می‌تواند مدل کسب و کار خود را داشته باشد و هزاران شغل موجود در جهان را می‌توان، مدلی از کسب و کار در نظر گرفت. اما می‌توان مانند مشاغل‌ و کارهای موجود در جامعه، آن را تقسیم‌بندی کرد و به چند دسته در آورد و مدلی استاندارد را برای آن ساخت، تا هر کسی خواست خودش را بررسی کند، بر اساس آن بسنجد.

• مدل فروشندگی
• مدل تولیدی
• مدل کارگاه‌های کوچک و بزرگ
• مدل خویش‌فرمایی
• مدل شرکت‌های خدماتی
• مدل آموزشی
• مدل پرستاری و درمان
• مدل مد و پوشاک
• مدل شرکت‌های اینترنتی و تبلیغاتی
• مدل هنری
• مدل شرکت‌های بزرگ و کوچک
• مدل شرکت‌های تولید و تغییر مواد غذایی
• مدل کشت و توسعه کشاورزی
• مدل شرکت‌های ساخت‌وساز ساختمانی

پیشنهاد ما : مدل کسب و کار شما در کدام دسته‌بندی قرار می‌گیرد؟ آن را مشخص کرده و برنامه طرح کسب و کارتان را مکتوب کنید.

 


قسمت ششم – فاکتورهای طرح کسب و کار

در بررسی فاکتور ابتدا باید به تعاریف زیر بپردازیم:
١. طرح: شرح مختصر از کاری که قرار است انجام شود.
٢. تأمین سرمایه: از کجا قرار است، هزینه‌های اولیه تأمین شود؟
٣. چشم‌انداز: پیش‌بینی که در انتهای یک سال، موضوع طرح یا پلن نوشته می‌شود که به‌طور مثال جایگاه تجارت تان بعد از یک، دو یا چند سال کجا قرار می‌گیرد.

۴. زمینه‌های تأمین مشتری برای فروش:
مشتریان چه کسانی هستند؟ (سن، تحصیلات، کدام طبقه جامعه، از چه قشری) از کجا آنان را پیدا می‌کنید؟ چگونه آن‌ها را متقاعد به خرید می‌کنید؟

۵. تعریف بازار فروش طرح:
• کجا می‌توان کالا یا خدمات را فروخت؟
• چگونه تبلیغ انجام می‌دهید؟
• سرمایه تأمین‌شده چگونه خرج می‌شود؟
• برای مکان خودتان به چه سرمایه‌ای نیاز دارید؟
• مکان اجاره‌ای، آیا مناسب است و چقدر فضا نیاز دارید؟
• آیا در طرح تان به انباری نیاز دارید؟
• چه تجهیزاتی نیاز دارید؟ چه هزینه‌ای بابت آن‌ها می‌دهید؟ چه مدت‌زمانی برای آماده‌سازی نیاز است؟
• چه مواد اولیه‌ای را برای تولیدات نیاز دارید؟ چگونه آن را تأمین می‌کنید؟ چه هزینه‌ای دارد؟ چه زمانی طول می‌کشد تا آن را فراهم کنید؟
• چند ماه را بدون درآمد و کسب درآمد پیش رو دارید؟ در این مدت چگونه هزینه‌ها را تأمین می‌کنید؟
• آیا طرح شما به بازار و نوسانات بازار وابسته است؟ چگونه نوسانات بازار بر آن اثر می‌گذارد؟ و چگونه از نوسان خودتان جلوگیری می‌کنید و راه‌حل شما برای پیشگیری چیست؟
• چند نفر قرار است در این طرح همکار شما باشند و یا چند نفر نیروی استخدامی دارید؟
• چه زمانی آنان را دعوت به کار می‌کنید؟ همکاری از کی شروع می‌شود؟ هزینه بیمه و حقوق ماهیانه چقدر است؟

۶. زمان‌بندی طرح:
• چه مدتی طول می‌کشد تا نمونه اولیه طرح، آماده شود و آن را بفروشید؟ چه کالا باشد چه خدمات.
• چه میزان تخصص لازم است؟ آیا برای انجام این کار، آموزشی نیاز است؟ و هزینه و مدت‌زمان لازم برای آموزش چقدر است؟ چند نفر آموزش می‌بینند؟
• رقیبان چه کسانی هستند؟ محصولات مشابه آن‌ها با شما چیست؟
• نیرو و نقطه قوت شما چیست؟ چه تفاوتی با رقبا دارید؟
• چگونه از رقبایتان پیشی می‌گیرید؟ سهم بازار کنونی رقبا چگونه است؟
• چه خدمات اضافه‌تری نسبت به رقبا دارید؟
• چه کسانی یا چه شغل‌های دیگری، در طرح شما درگیر هستند؟ مثلاً برای حمل‌ونقل یا بسته‌بندی از نیرویی خارج از شرکت استفاده می‌کنید؟
• چه مجوزهایی نیاز دارید تا طرحتان را به انجام برسانید؟ چه مدت طول می‌کشد تا همه مجوزها را بگیرید؟

این‌ها تمام جزئیاتی است که در طرح، کامل باید نوشته شوند و با جزئیات، آن را مشخص کنید.
اگر پرسش‌ها را پیش روی خود بگذارید و به آن پاسخ دهید، کارتان راحت‌تر می‌شود و از نوشتن طولانی یک طرح خسته‌کننده، رها می‌شوید. در انتهای مقاله، قالب خام این طرح را برای دانلود بخه صورت رایگان قرار داده‌ایم.

هر چه جزئیات شما بیشتر باشد، معلوم است که طرح در ذهن تان، کاملاً پرورش پیدا کرده است و یک طرح، خام و بدون اندیشه نیست. جزئیات مالی برای داشتن چشم‌انداز شما، از سود و درآمدتان بسیار مهم است و با دانستن آن، خودتان حداقل از کسب و کارتان اطلاع دقیقی خواهید داشت.

همچنین اگر قرار است کسی را به همکاری بطلبید، می‌توانید این طرح را به او نشان دهید. در طول زمان، می‌توانید این طرح را بازهم کامل‌تر کنید و جزئیاتی که از نظرتان دور مانده است و حالا در طی کار آن‌ها را درک کرده‌اید را بنویسید و به طرح اضافه کنید. این طرح که در ذهن تان آمده و بعد بر روی کاغذ نوشته‌شده است، هرگز بایگانی نمی‌شود و باید مدام بازبینی و بهتر شود. به آن به چشم یک نوشته اولیه که بعداً در پرونده‌ای بایگانی می‌شود و خاک بخورد، نگاه نکنید.

پیشنهاد ما : این سؤال را هر روز از خودتان بپرسید: طرح خودم را آیا می‌توانم بهتر کنم؟ آیا می‌توانم آن را پیشرفته‌تر کنم؟ با این روند می‌توانید طرح تان را مدام بهتر و بهتر کنید.


 


قسمت هفتم – نوشتن بوم کسب و کار

مدلِ گفته شده در سؤال قبلی، یک مدل کامل و جامع بود که باید با جزئیاتِ کامل نوشته شود. می‌توانید از طرح تان، خلاصه‌ای را تهیه کنید و آن را در صفحه ابتدایی خود نصب کنید. مانند چکیده طرح که به آن، بوم کسب و کار می‌گویند. باید در یک نگاه کلی، بتوان آن را فهمید و کسی که اصلاً از طرح تان هیچ نمی‌داند با یک نگاه بفهمد که شما می‌خواهید چه کاری انجام دهید. چیزهای مهمی که باید بنویسید، این‌ها هستند:

• تعریف طرح
• تأمین سرمایه
• هزینه‌ها
• تعداد همکاران
• بازار رقبا
• مزیت رقابتی
• بازار فروش
• مدت‌زمان اجرای طرح
• سود برآورد شده

پیشنهاد ما : این بوم طرح کسب و کار را می‌توانید برای کسانی که می‌خواهند با شما آشنا شوند یا کسانی که می‌خواهند در آینده همکارتان شوند، بفرستید تا بیهوده آن‌ها را درگیر جزئیات نکنید.

 

بوم کسب و کار

 

اگر هنوز گام دوم را مطالعه نکرده اید، توصیه می کنیم که حتماً بخوانید!

گام دوم – انتخاب شغل دلخواه [دانلود رایگان چک لیست یافتن شغل دلخواه]

 


قسمت هشتم – یک نمونه طرح کسب و کار

به‌عنوان مثال طرح راه‌اندازی یک شرکت رفع اشکالات کامپیوتری، مبتنی بر اینترنت را مثال می‌زنیم:

١. این شرکت اشکالات و سؤالات رایانه‌ای شما را به چند روش پاسخ می‌دهد
حضوری، تلفنی، اینترنتی، در شبکه‌های مجازی، در اپلیکیشن اختصاصی شرکت، اشکالات می‌تواند اشکالات رایانه‌ای شما باشد مثلاً سیستم روشن نمی‌شود یا ویندوزتان با مشکل مواجه شده است یا سؤالات راجع به کار کردن با سیستم یا گوشی موبایل باشد. پاسخگویان شما می‌توانند حتی با تماس تصویری نیز مشکل شما را به‌طور آنلاین حل کنند یا به سیستمتان از راه دور یا ریموت متصل شده و بدون مراجعه به شما، مشکل شما را حل نمایند یا در نهایت، مراجعه حضوری داشته باشند و در محل شما مشکل رفع شود.

٢. برای فاز اول پروژه، استخدام و آموزش پنج نفر را در نظر گرفته‌ایم که پاسخگوی سؤالات باشند برای مدت یک سال.

٣. بازار هدف تمام کسانی که گوشی موبایل یا سیستم کامپیوتر یا تبلت و لپ‌تاپ دارند و تمام کسانی که به خوبی نمی‌توانند با وسایل الکترونیکی خودشان کار کنند، هستند.

۴. رقبا، تمام شرکت‌های کامپیوتری هستند که در بخش فروش و عیب‌یابی فعالیت می‌کنند.
۵. مزیت رقابتی این طرح نسبت به دیگران این است که در محل خود مشتری خدمات ارائه می‌شود و نیازی به مراجعه حضوری مشتری به شرکت نیست و حتی به‌صورت تماس تصویری این کار انجام می‌شود تا از رفت و آمدهای اضافی جلوگیری شود.

همچنین سؤالات مشتریان نیز در هر موردی پاسخ داده می‌شود و برای آموزش آن‌ها، همان موقع فیلمی ضبط می‌شود و برای آن‌ها فرستاده می‌شود. مثلاً کسی نمی‌داند چگونه برای دوستش عکسی ارسال کند. ساده‌ترین روش را برای آن فرد توضیح می‌دهند و در صورت نیاز به توضیحات بیشتر برای آن فرد، فیلم نحوه ارسال را می‌فرستند.

۶. هزینه‌هایی که در تجارت انجام می‌شود:
خرید کامپیوترها، خرید تبلت، چند موبایل هوشمند، خطوط ارتباطی، تجهیزات ارتباطی، میز و صندلی‌ها، تجهیزات اداری و رفاهی مثل آب سردکن و یخچال، وسیله گرمایشی، لوازم پذیرایی، خرید کاغذ، خودکار و وسایل این‌چنینی.

٧. اجاره یک محل در ابتدای فعالیت و فضایی سالن مانند ۵٠ متری، برای استقرار کارمندان

٨. آموزش و اجرای یک دوره یک ماهه برای متخصصین رایانه و نحوه تعامل آنان با مشتری یا ارجاع آنان به محل مشتری که در همین بازه اپلیکیشن و سایت نیز راه‌اندازی می‌شود

٩. تبلیغات در تمام شبکه‌های مجازی با اکانت های ساخته شد و تولید هشتگ اختصاصی

١٠. تبلیغات در فرهنگ سراها و مدارس، در مراکز فروش کامپیوتر و موبایل و تجهیزات الکترونیکی، ارسال تبلیغ بر روی موبایل با گذاشتن لینک مستقیمی برای تماس در همان لحظه با جمله‌ای که مغز را درگیر خودش کند.

١١. درآمد از رفع اشکال اگر تلفنی باشد که از تلفن‌های ٩٠٩ استفاده می‌شود و هزینه کسر می‌شود. اگر مراجعه به محل باشد که هزینه در محل دریافت می‌گردد. اگر به‌صورت اینترنتی باشد با زدن کد دستوری مانند شارژ موبایل هزینه را پرداخت می‌کنند یا از طریق اپلیکیشن ما اعتبار می‌خرند یا از طریق سایت خرید انجام می‌دهند.

١٢. برای سؤالات و اشکالاتی که سریع برطرف می‌شوند، خدمات رایگان در نظر گرفته شده است.

١٣. سوددهی طرح، هم باید هزینه‌ها را از درآمد طرح کم کنیم که در شش ماهه اول باید از خودِ سرمایه، هزینه کنیم و بعد از آن این کار سود ده است.
مثلاً اگر هزینه آماده‌سازی مکان و خرید سایت و طراحی اپلیکیشن و هزینه‌های خرید تجهیزات را ۵۰ میلیون تومان در نظر بگیریم تا انتهای شش ماه، می‌توان با این هزینه سر کرد و بعد از آن، درآمد شرکت جوابگوی هزینه‌ها می‌باشد.


قسمت نهم – دانلود طرح کسب و کار

دانلود رایگان برنامه فعالیت شغلی



همه گام های کسب و کار

گام دوم – انتخاب شغل دلخواه [دانلود رایگان چک لیست یافتن شغل دلخواه]

انتخاب شغل مناسب و مورد علاقه، یکی از مهمترین تصمیمات زندگی شماست. اگر مسیری که سایر مردم می روند را شما بروید، نتیجه همان می شود که برای همه رخ داده است. پس به دنبال چه راز و چه چیز خاصی در تجارت هستید؟ هیچ رازی وجود ندارد که شما بخواهید آن را پیدا کنید. تصمیم من در این مقاله این است که به جای خواندن کتاب های دنیا در زمینه انتخاب شغل، یک روند ساده و قابل اجرا برای هر کسی ارائه کنم. بنابراین تا انتهای این صفحه با من همراه باشید زیرا یک سوپرایز ارزشمند برایتان دارم.

 

قسمت اول – مفهوم شغل مناسب یا دلخواه

همان‌طور که در صفحه گام اول درک مفاهیم کسب و کار بیان کردیم، شغل، حرفه، پیشه، کسب و کار و .. همه معادل هم بودند و منظور همه یک‌چیز است، حرکتی است برای ایجاد جریان. در جریانی که بر پایه عشق، استوار است و باید از دو قانون استفاده شود و بر آن استوار بود. اما شغل دلخواه چه باید باشد؟

اول از همه علاقه‌مندی‌های خودتان را مشخص کنید. حوزه علاقه شما، ممکن است وسیع و بزرگ باشد. باید سعی کنید این دسته‌بندی را کوچک کنید و به یک جواب برسید یا اگر نرسیدید آن را در اولویت‌بندی بگذارید، یعنی علاقه‌های خودتان را اولویت‌بندی کنید و به ترتیب از اولین علاقه شروع کنید.

 

شغلی مناسب شماست که شما را به وجد بیاورد. شما را همیشه شاد و پرانرژی و روبه‌راه نگه دارد و به شما انگیزه لازم برای ادامه را بدهد. اگر شغلی دارید که مدام می‌خواهید از آن فرار کنید و احساس روزمرگی می‌کنید، این علاقه و دلخواه شما نیست و شما به آن کار تن داده‌اید.

 

یعنی به‌اجبار و زور، این کار را انتخاب کردید، نه بر اساس اشتیاق یا علاقه. درست قانون اول را به زیر پا گذاشته‌اید، پس توقع نداشته باشید که حالتان روبه‌راه و خوب باشد. این روزها در ادارات نظری بیفکنید، خیلی چیزها روشن می‌شود: کم‌کاری‌ها، حواله به بعد دادن‌ها، کاغذبازی ها. آیا این مشاهدات، انتخاب بی‌جهت و بیهوده شغل افراد نبوده است؟

 

شاید نیاز است اندیشه در مورد این‌که چه شغلی برای شما پول یا سود بیشتر به ارمغان می‌آورد را دور بریزید زیرا شغل باید در خدمت شما باشد نه اینکه شما خادم شغل خود باشید. منظور ما این است که شما به خاطر کسب پول نباید شغل یا کاری را بی‌میل و بدون انگیزه انجام بدهید.

 

پیشنهاد ما :شما می توانید لیست PDF « راهنمای انتخاب شغل دلخواه » را در انتهای صفحه به صورت رایگان، دانلود کنید و با پاسخ به سوالات درون آن بدون هیچ دانش اضافی شغل ایده آل تان را بیابید.

 

انتخاب شغل


قسمت دوم – چه شغلی مناسب من است؟ چه‌کاری را باید شروع کنم؟

به این سؤالات در این قسمت توجه کنید:

• آیا اصلاً می‌خواهید کاری را شروع کنید و این شروع دلیلش چیست؟
• چون به پولی نیاز دارید؟
• چون به تازگی فارغ‌التحصیل شده‌اید؟
• چون سرمایه‌ای به دست تان رسیده است؟
• چون باید کار کنید؟

می‌دانید دلیل شروع هر حرکتی، مهم‌ترین بخش آن حرکت است و بعد که حرکت را ساختید، این حرکت از جریان باز نمی‌ایستد. شما روحیات خود را بهتر از هر کسی می‌شناسید. مثلاً بعضی می‌دانند که اصلاً نمی‌توانند در سیستم کارمندی کار کنند یا اینکه بعضی نمی‌توانند اصلاً کارآفرین باشند و خودشان رئیس خودشان باشند.

 

البته قضیه ترس‌ها و دلهره‌ها را از این بخش جدا کنید. ابتدا به روحیات خود بنگرید و بعد آن را در کنار دسته‌بندی اولویت علاقه‌های خود بگذارید. این دو لیست، باید باهم همخوانی داشته باشد. مثلاً نمی‌شود شما آموزش دادن را دوست داشته باشید و از برخورد با دیگران خوشتان نیاید و دوست داشته باشید که تنهایی کار کنید.

 

آموزش، لازمه‌اش تعامل با دیگران است. شما چه در مدرسه، آموزش بدهید، چه در خانه، چه در موسسه، چه مجازی، بازهم در تعامل با دیگران هستید. می‌دانید مشکل اکثر آدم‌ها این است که علاقه‌مندی‌شان با آنچه انجام می‌دهند یکی نیست. یعنی شاید حتی خودشان‌ هم ندانند اصلاً چه می‌خواهند و چه چیزی مناسبشان است.

پیشنهاد ما: نیازها، علایق، درک‌ها، احتیاج‌ها، تخصص، دانش را جداگانه لیست کنید و آن چیزی را پیدا کنید که با هم همخوانی دارد.

 


قسمت سوم – معیارهای انتخاب شغل خوب

تاکنون فاکتورهایی را متوجه شده‌اید و اگر گام اول و این مقاله را با دقت مطالعه کرده باشید، خودتان جواب برخی پرسش‌ها را دارید. واقعاً معیاری وجود دارد برای انتخاب من یا من باید معیارهای خودم را مشخص کنم؟ در حقیقت معیارهای هر کسی متفاوت است و معیارها، بیشتر فردی است تا اینکه یک قانون کلی بشود برای آن صادر کرد. یک فرمول است، خودتان را در آن فرمول بگذارید.

 

اگر نتیجه این فرمول مثبت بود که می‌توانید بگویید: این شغل با معیارهای من می‌خواند؟

سلایق شخصی شما مهم است اما نه سلیقه‌های خیلی شخصی. مثلاً اینکه محل کار نزدیک خانه باشد، شاید دیگر خیلی شخصی است. معیارهای درست انتخاب خوب این‌ها هستند:

• انتخاب شغل هماهنگ با تخصص شما
• انتخاب شغل بر اساس علایق شما
• انتخاب شغلی که آزادی عمل را از شما نگیرد
• انتخاب شغلی که همه ساعت روز شما را نگیرد و بتوانید برای خودتان‌ هم برنامه‌ای بگذارید و از زندگی‌تان لذت ببرید.
• شغلی که شما را استثمار نکند، این شاخصه مهمی است.
• کاری که شما را وادار به انجام کارهایی که نمی‌توانید و دوست ندارید، نکند.
• کاری که از انجام آن‌ همیشه لذت فراوان می‌برید و خسته نمی‌شوید.

اگر هنوز گام اول را مطالعه نکرده اید، توصیه می کنیم که حتماً بخوانید!

گام اول – درک مفاهیم کسب و کار [بررسی دو قانون بنیادی تجارت]

 

مثلاً شرکتی را می‌شناسم که به خاطر اینکه کارمند بیشتری را استخدام نکند، فشار بیشتری را بر روی کارکنان خودش می‌آورد و نتیجه بعد از گذشت یک سال این است که آن کارکنانِ فشرده شده، دیگر دوست ندارند کار کنند و تقاضای مرخصی طولانی یا بازنشستگی دارند.

• آیا این فرد دیگر می‌تواند نشاطی در محیط کاری خود داشته باشد؟
• یا حتی اگر به جای دیگری منتقل شد، بازهم می‌تواند دقت در عمل و شادابی خود را حفظ کند؟
• آیا رئیسش، مسئولیت زندگی او را به عهده می‌گیرد؟

این‌گونه بنگرید که شما هیچ‌وقت نباید تحت استثمار کسی باشید، وگرنه در این روند شاهد اشتباهات و خطاهای انسانی زیادی خواهیم بود. به‌طور مثال، همین کارمند مثال قبل به من می‌گفت: من فقط وقت می‌گذرانم و کارم را دیگر مثل سابق انجام نمی‌دهم و بیشتر مشغول بازی با سیستم خود هستم تا اینکه مشغول کارم باشم.

 

حالا خودتان قضاوت کنید که این چه کار کردنی است و به چه بهایی باید کار کرد؟
البته آن رئیس اگر عاقل بود، کارمند بیشتری استخدام می‌کرد و به جای فرسوده کردن کارمندان عالی‌رتبه، بهره‌وری بیشتری را از کارمندان سابق خود طلب می‌کرد. خود رئیس در حال ارتکاب اشتباهی است که به خاطر سود و منفعت روسای شرکت‌ انجام می‌دهد ولی نمی‌داند که در دراز مدت، به خودش و شرکت ضرر می‌رساند و باعث از هم پاشیدگی، انسانی دیگر می‌شوند. اگر رئیس یا کارمند یک شرکت هستید به این نکته توجه کنید. این یک قضیه دو سر سود است، نه فقط به نفع روسا و مدیران رده بالا.

 

انتخاب شغل دلخواه


قسمت چهارم – چگونگی تامین موارد مالی شغل مناسب من

شغل شما قبل از هر چیز، باید بتواند شما را از نظر روحی تأمین کند و سپس به بحث مالی‌اش بپردازید. انتخاب شغل بر اساس میزان درآمد یا سوددهی یا درآمد بیشتر اشتباه محض است که این روزها گریبان گیر همه شده است زیرا ما در دنیا کسب و کار پر سود و درآمدزا نداریم. این یک پنداشت نادرست است که موجب محدودیت مغز انسان‌ها می‌شود.

 

کار کردن بر اساس پول، کاری عبث و بیهوده است، چون هر چقدر درآمد داشته باشید هزینه‌ای دیگری را می‌پردازید که اصلاً نباید به وجود می‌آمد. مثلاً هزینه پزشکی که باید مدام به او مراجعه کنید. دوستی را می‌شناسم که از شدت استرس کاری، در محیط کارش به بیماری ناشناخته و غیرقابل درمانی دچار شده است و مدام هزینه‌های بسیاری را برای درمانش متحمل می‌شود. این مثال‌ها واقعی هستند و می‌توانید ببینید، وقتی چیزی با چیزی هماهنگ نباشد و برخلاف جریان عظیم جهانی باشد، چه اتفاقاتی رخ می‌دهد!

 

آن دوست هنوز هم به همان شغل، مشغول است چون عنوان دهن پُرکنی دارد و نمی‌تواند از آن دست بکشد تا زمانی که بازنشسته شود و همچنان‌ هم هزینه درمان پرداخت می‌کند. واقعاً نمی‌دانم که آرامش انسان‌ها، چه هزینه‌ای دارد؟ سلامت و آرامش انسان‌ها که در گروی شغل شان و انتخاب آن است، کلاً نادیده گرفته شده است.

پیشنهاد ما: فکر کردن تنها به اقتصاد و شغل درآمدزا اشتباه است و نباید اسیر چنین تفکری شد.

 


قسمت پنجم – اشتباهات انتخاب شغل

آنچه باید به آن توجه کرد، انتخاب شغل و رشته تحصیلی بر اساس فشار خانواده است که یکی از اشتباهات رایج روزگار ماست. پدرم دوست دارد، من پزشک شوم یا از کودکی به بچه تلقین می‌کنند که تو باید پزشک شوی و چه فشارهایی که بچه‌ها به خاطر اجبار والدین تحمل نمی‌کنند. حواس تان باشد که تحت تأثیر و جوِ جامعه یا والدین و اطرافیان تان در انتخاب شغل نباشید.

 

چون شما هستید که هر روز باید آن کار را انجام دهید نه پدرتان و نه آن‌کسی که شما را به آن‌سو سوق داده است. هیچ‌گاه برای خوشایند کسی یا راضی نگه‌داشتن دیگران، رو به کاری نیاورید که این آسیب زننده‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

 

زیرا شما سالیان سال، نقشِ فردی را بازی می‌کنید که نیستید و بعد از سال‌ها تحملِ فشار و انجام هر کاری برای کسبِ رضایتِ دیگران و شنیدن به‌به و چه چه آنان، به یکباره از درون دچار فروپاشی می‌شوید و بعد از آن، درست کردن اوضاع بسیار سخت خواهد بود.

پیشنهاد ما: همیشه خودتان باشید و اول خودتان را در نظر بگیرید.

 

انتخاب شغل مناسب

 


قسمت ششم – نقشه راهنمای انتخاب شغل دلخواه

اگر به دنبال قوانین کلی در این مورد هستید که اشتباه است. انتخاب شغل برخلاف تصور دیگران امری کلی و عمومی نیست بلکه انتخاب شغل امری در خصوص شماست. یکسری قوانین را شما تعیین می‌کنید و یک سری قانون را که تابع جمع و جامعه است را نیز باید رعایت کنید.

 

اما پیش‌تر از همه این‌ها خودتان هستید. نقشه راه می‌شود همانی که در ابتدای مقاله نوشتیم ابتدا شناخت خودتان و نوشتن چندین لیست از توانایی‌ها، علایق، تخصص، دانش و گذاشتن لیست‌ها کنار هم و پیدا کردن مواردی که باهم همخوانی دارند و بعد پیدا کردن شغلی که این همخوانی را برآورده کند و بعد به جستجوی شغل مناسب گشتن.

 

شاید هم بتوانید بر اساس این چیزهایی که به دست آوردید، شغلی را برای خود تعریف کنید و آن را انجام دهید. حتماً که لازم نیست شغل شما، جزو شغل‌های تعریف‌شده جامعه باشد. مثلاً شما سفالگری هستید که به دنیای اینترنت و تبلیغات اینترنتی هم علاقه‌مند هستید و در آن‌ هم اطلاعاتی کسب کردید. آیا می‌شود این دو را باهم ترکیب کرد؟

 

بله. می‌توانید مشاور تبلیغات اینترنتی سفالگران و صنعت سفالگری در جامعه خود باشید و به‌طور تخصصی از دانش خود که هم سفالگری است و هم تبلیغات مجازی در این زمینه استفاده کنید. مطمئن باشید که اگر هدف تان بر طبق پایه قانون اول (عشق و علاقه درونی) باشد همه‌چیز خود به خود رخ می‌دهد. همیشه یادتان باشد که نه تنها در زمینه شغل بلکه در هر زمینه‌ای اساس و نیت حرکت تان چیست و آن را باید بر پایه قانون جهانی حرکت پایه‌گذاری کنید.

پیشنهاد ما: در آغاز شغل دلخواهتان نیت انجام آن کار را برای ٩ میلیارد انسان کره زمین قرار دهید.

 

انتخاب شغل


قسمت هفتم – رابطه انتخاب شغل با رشته تحصیلی

اگر از ابتدا رشته تحصیلی نامربوط و اشتباهی را برگزیدید، پس انتخاب شغل بر اساس رشته تحصیلی هم اشتباهی دیگر است ولی اگر آن چیزی را تحصیل کردید که دوست داشتید، حال می‌توانید زمینه شغلی آن را نیز فراهم کنید و به کار بپردازید. اما اگر مورد اول در مورد شما صادق است، حتماً قبل از اینکه به شغل موردنظر و موردعلاقه خود بپردازید، دانش انجام آن را به دست آورید و چند وقتی را در آن شغل به‌صورت کارآموزی کار کنید. هر هفته از آن شغل چیزی جدید بیاموزید و مهارت خودتان را در آن، بالا ببرید و کم‌کم سعی کنید اندازه یک تحصیل‌کرده این رشته، دانش و تجربیات کسب کنید.

پیشنهاد ما: تجربه، پدر علم است و تجربیات به دست آمده شما، از علم آکادمیک و در بعضی مواقع دانش بیهوده، بالاتر است.

انتخاب شغل پولساز

 


قسمت هشتم – نحوه یافتن بهترین شغل

بهترین شغل دنیا، آن کار یا شغلی است که با روحیات و احوالات درونی شما هماهنگ‌تر است. این مسئله را همیشه مدنظر بگیرید که هر کاری را که می‌خواهید انجام دهید، بر پایه قانون اول باشد. زیرا قانون دوم خود به خودساخته می‌شود اگر حرکت درست انجام شود و جریان مالی شما به سمت شما در حرکت خواهد بود.

پیشنهاد ما: تمام توجه خود را به علاقه درونی خود نسبت به انجام کار، تمرکز کنید.

 


قسمت نهم – آیا با شغل دوم می‌توانم پیشرفت مالی داشته باشم؟

این جمله تبلیغی بیش نیست که با شغل دوم ثروتمند شوید. تمرکز فقط باید بر روی یک کار، آن‌هم کار درست باشد که قانون و معیارها را تاکنون فهمیده‌اید. چرا کاری را درست انجام ندهیم تا از همان درآمدی مناسب داشته باشیم؟ مثلاً کارمند هستیم و بعد از اداره به کار دیگری روی می‌آوریم. آیا بعد از خستگی کاری می‌شود، کاری را با دقت و نشاط انجام داد؟

 

اگر ساعاتی از روز را می‌شود پول‌سازی کرد، خوب چرا همه روز را به آن حرفه پول‌ساز روی نیاوریم؟ آیا عاقلانه این نیست که همه انرژی و توان مان را به کاری پول‌ساز اختصاص دهیم به جای اینکه ساعات اولیه روز خودمان را به کاری مشغول کنیم و خسته شویم و آب باریکه‌ای از درآمد برای خودمان داشته باشیم؟

 

این‌که نمی‌توانید شغل اول تان که مناسب شما نیست، را ترک کنید فقط ریشه در همین باور غلط آب باریکه درآمدی و ترس شما دارد! ترس‌ها را رها کنید که عامل تمام درجا زدن‌های شما، ترس‌های شماست که از روزهای نخستین با شما بوده است. این ترس‌ها، شما را تبدیل به موجودی رُباتی کرده است که فقط یکسری کارهای از پیش تعیین‌شده را بتوانید انجام دهید و فراتر از آن‌ها را نادیده بگیرید چون مغزتان برای آن برنامه‌ریزی نشده است.

پیشنهاد ما: موفقیت شما آن‌سوی ترس‌هایتان است از ترس‌هایتان عبور کنید.

 

انتخاب شغل آینده

 


دانلود رایگان چک لیست یافتن شغل دلخواه

 



به این سوال ما پاسخ دقیقی بدهید و برایمان در بخش نظرات بنویسید:

آن چه‌کاری است که اگر دو هفته بابت انجامش پولی نگیرید، نخوابید، غذا نخورید بازهم پرانرژی و عاشقانه انجامش می‌دهید؟

 


همه گام های کسب و کار